یکشنبه 02 مهر 1396
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 آقاي روحاني! مراقب باشيد «game over» نشويد
تاريخ  :  1394/11/03
تحليلگر :
مترجم :
 درست همان زماني كه آقاي روحاني و تيم مذاكره‌كننده هسته‌اي، با تكيه بر گزاره «اوباما فرق مي‌كند» غرق در نگاه منعطف جان كري شده بودند، «دوقلوهاي دمكرات» در جاي ديگري، دست در دست شاهزادگان سعودي، سناريوي ديگري ساز مي‌كردند.


سيدنظام الدين موسوي*

1) بازي هاي سبك استراتژي (strategy games) امروزه در زمره محبوبترين سرگرمي هاي كودكان و نوجوانان عصر ديجيتال به شمار مي آيند. اين بازي ها به يك معنا «شطرنج»هاي روزگار جديدند كه با آن كودكان، مشق «بازي بزرگان» مي كنند تا در فضاي مجازي، چگونگي بهره گيري از توان ذهني خود براي مقابله با دشواري ها و پيچيدگي هاي دنياي واقعي را فراگيرند.

اساس بازي هاي استراتژيك، اتخاذ يك راهبرد دقيق براي پيروزي بر دشمن و رسيدن به هدف است. بازيگر بايد با اشراف كامل بر صحنه، مانند يك فرمانده واقعي، ضمن رصد تحركات دشمن از همه ظرفيت ها استفاده كرده و عوامل خود را براي رسيدن به نقطه پيروزي و چيره شدن بر حريف، كنترل و هدايت كند. در بازي استراتژيك،كودك و نوجوان ياد مي گيرد كه اگر براي يك لحظه از امكانات حريف غافل شود؛ ممكن است از جايي خارج از تصور وي، حمله جديدي بر او و سربازانش آغاز شود كه پيروزي هاي شيرين قبلي را به شكستي تلخ مبدل نمايد و حتي او را شكست نهايي داده و اصطلاحاً «game over» كند.

2) «عرصه شناسي» اصلي ترين عامل موفقيت يك استراتژي است. يك فرمانده، زماني قادر به طراحي راهبردي دقيق و درست است و مي تواند به پيروزي اميدوار باشد كه اطلاعات كامل و جامعي از موقعيت و ظرفيت هاي خود و حريف داشته باشد .در جنگ هاي قديمي و كلاسيك، اشراف بر سرزمين محل رويارويي (كوه، تپه، شيار، رود، چاه آب و...) يكي از پايه هاي طراحي استراتژيك محسوب مي شد و طرفي كه در اين باره از اشراف بيشتري بهره مند بود، احتمالاً توانايي درانداختن راهبرد بهتر و پيروزمندانه تري را داشت.

جنگ هاي جديد اما، بسيار پيچيده تر از معركه هاي كلاسيك است. «عرصه شناسي» ،برخلاف گذشته،تنها در شناخت سرزمين نبرد خلاصه نمي شود. قدرت هاي سخت و نرم و هوشمند، عرصه هاي تازه اي در جنگ هاي جديد گشوده اند كه بسيار سخت و بغرنج و لايه لايه اند. امروز پيروزي در يك عرصه نبرد به معناي پيروزي كامل نيست. چه بسا در جنگ سخت و نظامي، پيروزي رقم بخورد اما در جنگ نرم، شكستي سنگين حاصل شود. چه كسي مي توند ادعا كند كه آمريكا به رغم تفوق نظامي در عراق و افغانستان، در عرصه سياسي و رواني، پيروز ميدان در اين كشورها بوده است؟

در جنگ هاي جديد، علاوه بر صحنه نظامي بايد به عرصه هاي ديگر، بويژه اقتصادي و فرهنگي و سياسي، نگاه و اشراف دقيق و كامل داشت. گاهي عقب نشيني دشمن در يك عرصه، «عمليات فريب» براي وارد آوردن ضربه در عرصه اي ديگر است. حتي ممكن است يك طرف با القاي ضعف و شكست خود، ذهنيتي پيروزمندانه در طرف ديگر القا كند تا در اوج سرمستي لشگر فاتح، غافلگيرانه با «اسب تروا» بر او يورش برد و مضمحلش سازد.

3) جناب آقاي روحاني رئيس جمهور محترم اخيراً در واكنش به انتقادات بعمل آمده از شرايط ركود اقتصادي حاكم بر كشور، طي سخناني تاكيد كردند: «برخي نيايند از ركود صحبت كنند؛ دولت كشور را در شرايط نفت 30 دلاري اداره مي‌كند، نه نفت 147 دلاري.»

در اين جمله، منظور آقاي روحاني علي القاعده، قياس بين قيمت نفت در دولت خودشان با دولت قبل است. اگرچه برخي بر اين اعتقادند كه در دولت قبل هيچ گاه نفت به بشكه اي 147 دلار نرسيد و ميانگين قيمت نفت در اوج خود 107 دلار بوده است؛ با اين وجود حتي اگر فرض را بر صحت گزاره مطرح شده از سوي جناب رئيس جمهور بگذاريم و قيمت نفت را در دولت قبل، بشكه اي 147 دلار به حساب آوريم، نتيجه حاصل از اين مقايسه چيست؟ و قبل از اين سئوال، اصولاً كاهش قيمت نفت در دوره اخير به چه دليل بوده است؟

رئيس جمهور محترم سال گذشته در مقطعي كه سير نزولي قيمت نفت كاملا محسوس شده بود، طي سخناني به صراحت اين روند را «توطئه سياسي» از جانب برخي كشورها ناميد و تصريح كرد:« كاهش قيمت نفت خام صرفاً يك موضوع اقتصادي نيست بلكه ناشي از توطئه و برنامه ريزي سياسي برخي از كشورهاست. كاهش قيمت نفت توطئه اي عليه مردم منطقه و مسلمانان بوده كه نفع آن صرفاً براي برخي ديگر از كشورها مي باشد.»

قلمداد كردن كاهش قيمت نفت به عنوان «توطئه سياسي» يا «اقدام سياسي» برخي كشورها عليه ايران، البته موضوعي نبود كه تنها آقاي روحاني به آن اشاره كند. روزنامه آمريكايي «وال استريت ژورنال» در همان مقطع، طي يادداشتي به صراحت تاكيد كرد كه كاهش قيمت نفت، اقدامي سياسي از جانب آمريكا و عربستان براي فشار بر ايران است. اين روزنامه چنين نوشت:

«انتظار نمي‌رود قيمت نفت در آينده نزديك، روند افزايشي درپيش بگيرد كه اين امر مي‌تواند اثري فلج‌كننده بر بودجه دولت ايران داشته باشد، بودجه‌اي كه 60 درصد از منابع مالي خود را از صادرات نفت تأمين مي‌كند. مقامات اروپايي و آمريكايي اعتقاد دارند كه كاهش قيمت نفت مي‌تواند فشار بر مذاكره‌كنندگان ايراني را در 7 ماه آينده (ضرب‌الاجل بعدي توافق هسته‌اي) بالا برده و آنها را به دادن امتياز مجبور كند؛ امتيازاتي كه ايرانيان در دورهاي پيشين مذاكره به طرف اروپايي نمي‌دادند.»

توماس فريدمن تحليل گر روزنامه آمريكايي «نيويورك تايمز» نيز در يادداشتي در اين روزنامه، نوشت:

«نمي دانم اين فقط تصور من است، يا اينكه واقعا جنگي جهاني بر سر نفت در جريان است كه ايالات متحده و عربستان سعودي در يك طرف و روسيه و ايران در طرف ديگر آن قرار دارند. آمريكا و عربستان سعي دارند همان كاري را عليه مسكو و تهران انجام دهند كه زماني واشنگتن و رياض عليه شوروي انجام دادند، يعني افزايش توليد نفت تا جايي كه قيمت ها در بازار به پايين تر از سطحي برسد كه روسيه و ايران در بودجه خود در نظر گرفته اند.»

بر اساس آنچه گفته شد، هم از نگاه طرف ايراني و هم از نگاه آمريكايي ها، كاهش قيمت نفت يك توطئه «آمريكايي – سعودي» عليه ايران و البته روسيه است. حال آيا كم شدن قيمت نفت در دولت آقاي روحاني يك «منزلت» براي دولت ايشان است كه بواسطه آن منتقدان حق ندارند درباره ركود اقتصادي حرف بزنند؟ اگر توطئه كشورهاي ديگر نوعي «امتياز» براي دولت ها تلقي شود، همين شرايط – بلكه به مراتب سخت تر و بدتر- در دولت قبل از آقاي روحاني وجود داشت، پس چرا براي آن دولت اين فشارها و توطئه ها امتياز و منزلتي تلقي نمي شد كه بواسطه آن، منتقدان زبان در كام گيرند و از ركود و تورم انتقاد نكنند؟ مگر خود آقاي روحاني در ايام تبليغات رياست جمهوري بارها بي تدبيري دولت قبل در مواجهه با فشارها و تحريم هاي خارجي را مورد نقد قرار نداد و تاكيد نمي كرد كه بايد « هم چرخ سانتريفيوژها بچرخد و هم چرخ زندگي مردم»؟

طرفه اين كه در دولت قبل كه تنش ميان ايران و غرب و آمريكا در اوج بود، قيمت نفت نيز در اوج قرار داشت به گونه اي كه هر بشكه نفت ايران 107 دلار – و به قول آقاي روحاني 147 دلار- فروش مي رفت. چطور اكنون كه دولت آقاي روحاني تنش زدايي را پيشه كرده و طي دو سال و نيم اخير، سياست دولت بر عدم رويارويي و انفعال در برابر غرب و آمريكا – و حتي هم پيمانان منطقه اي آنان نظير عربستان سعودي- بوده، قيمت نفت با توطئه همين كشورها به پايين ترين نرخ خود در يكي دو دهه اخير رسيده است؟

4) گفتيم كه «عرصه شناسي» در بازي هاي استراتژيك، مولفه اي تعيين كننده است. حتي كاربران كودك و نوجوان هم در اين بازي ها مي دانند كه نمي توانند يك لحظه از كمين دشمن غافل شوند. در رقابت با حريفاني كه «رئاليسم» ستاره راهنماي آنان در عرصه سياست و قدرت است، رفتار «ايده آليستي» بدترين استراتژي است. اعتماد به گرگ، امضا كردن سند مرگ خود است.

تقريباً از زماني كه دور جديد مذاكرات هسته اي توسط تيم آقاي روحاني آغاز شد، يكي از جدي ترين هشدارهايي كه توسط تحليلگران و صاحبنظران مختلف بويژه مقام معظم رهبري به دولت و تيم مذاكره داده شد؛ عدم اعتماد به آمريكا و هشياري در برابر خدعه ها و ترفندهاي اين دشمن ديرين و غدّار بود. اما حقيقت تلخ اين است كه پروژه برجام از ابتدا بر پايه اعتماد به دولت آمريكا و بويژه اوباما و جان كري طراحي شده و تاكنون پيش رفته است. طي اين مدت نيز اگرچه بارها شاهد «دبّه آمريكا» - به تعبير دكتر صالحي- بوده ايم اما اين عهدشكني ها و تناقض ها هيچ گاه ضربه محكمي به ساختار مبتني بر اعتماد مذاكرات نزده است.

با اين وجود، به رغم ادعاي « فروپاشي ساختار تحريم ها» در پايان ماجراي برجام، زيرساختهاي قانوني تحريم هاي ضدايراني آمريكا از جمله قانون موسوم به CISSADA از بين نرفته و به اذعان تيم مذاكره كننده، ستون حقوقي برجام و تعهدات آمريكا در قبال ايران، صرفاً اعتماد به دولت كنوني آمريكا و شخص اوباما و جان كري است.بر اين اساس، در صورتي كه دولت آتي آمريكا به هر دليلي بخواهد و اراده كند، از منظر حقوقي مي تواند تمامي تعهدات دولت آمريكا در برجام را كان لم يكن تلقي كرده و تحريم هايي را كه موقتاً تعليق شده اند دوباره برقرار سازد!

5) اگر همان گونه كه رئيس جمهور محترم تصريح كردند، كاهش قيمت نفت در يكي دوسال اخير را فاقد مبناي اقتصادي و نتيجه «توطئه سياسي برخي كشورها» تلقي كنيم، توطئه گران چگونه موفق شدند به هدف خود نائل آيند؟ و مهمتر اينكه، واكنش آقاي روحاني و دولت ايشان در قبال اين توطئه چه بوده است؟

ضمن احترام به جناب رئيس جمهور و تيم مذاكره كننده هسته اي - به عنوان اصلي ترين مهره هاي بازي ايشان در برابر آمريكا - متاسفانه ايشان از همان ابتدا «زمين بازي» را بسيار ساده به تصوير كشيدند. بر اساس اين نگاه بسيط، در جريان مذاكرات، ايران از برخي داشته ها و خواسته هايش در حوزه هسته اي دست مي كشيد و در مقابل آمريكايي ها تحريم ها را برمي داشتند تا بدين ترتيب به تعبير آقاي روحاني، بازي «سه بر دو» به نفع ايران تمام شود.

اما اصل «عرصه شناسي» در بازي استراتژيك به ما مي گويد، حريف تنها در يك ميدان با شما نمي جنگد. ساحت هاي نبرد در دنياي جديد، متعدد و فراوانند. حريف هر لحظه ممكن است با بهره گيري از «اصل غافلگيري» از زاويه اي بر شما يورش آورد كه پيش از آن، گمانش هم نمي كرديد.

درست همان زماني كه آقاي روحاني و تيم مذاكره كننده هسته اي، با تكيه بر گزاره «اوباما فرق مي كند» غرق در نگاه منعطف وزير خارجه او - جان كري – شده بودند و پايه هاي توافق هسته اي را بر مبناي اعتماد به وعده هاي اين دو، استوار مي ساختند؛ «دوقلوهاي دمكرات» در جاي ديگري، بازي ديگر ساز كرده بودند و دست در دست شاهزادگان سعودي، سناريوي كاستن از قيمت نفت را طراحي مي كردند.

به موازات پيشرفت مذاكرات هسته اي، سير نزولي قيمت نفت نيز پيش رفت. در طول اين دو سال و نيمي كه مذاكرات در جريان بود، آقاي روحاني و تيم مذاكره كننده هسته اي با اينكه از اواسط راه، متوجه «توطئه سقوط قيمت نفت» شدند اما از داشته هاي ايران براي مقابله با اين توطئه استفاده لازم را نبردند.

در اصل «غافلگيري» به تعبير جان كالينز « لزومي ندارد دشمن كاملاً از عمليات محتمل الوقوع بي خبر باشد. تنها ضروري است كه او ديرتر از آنكه بتواند واكنش موثري نشان دهد، به اهميت قضيه پي ببرد». شايد آقاي روحاني و تيم مذاكره، در برابر توطئه كاهش قيمت نفت «غافلگير» شدند اما در همان ميانه راه نيز، ابزارهاي ذيقيمتي در اختيار داشتند كه مي توانستند با آنها در برابر اين توطئه ايستادگي كنند. ولي شوربختانه، عجله حريصانه براي به فرجام رساندن برجام – به رغم هشدارهاي رهبري- چنان دامنگير شده بود كه برگ هاي برنده ايران، يكي پس از ديگري در برابر وعده هاي سست بنياد اوباما و كري چنان فروريخت كه ديگر نوبت به چانه زني بر سر قيمت نفت نرسيد!

طنز تلخ روزگار آنجا بود كه در ميانه درگيري روسيه و غرب بر سر ماجراي كريمه و اوكراين، و تهديد روسيه به قطع گاز اروپا – كه مي توانست به بروز بحران انرژي و بالا رفتن قيمت نفت بينجامد- وزير نفت دولت روحاني صراحتاً اعلام كرد كه ايران حاضر است به جاي روسيه گاز اروپا را تامين كند. سخني به گزاف، كه گرچه به لحاظ اجرايي نيز دشوار و ناممكن مي نمود اما بيانش در آن زمان توانست شبح بحران انرژي را از سر اروپا بزدايد تا بدين ترتيب حتي توقفي كوتاه در سير نزولي قيمت نفت ايجاد نشود.

6) هدف غايي آمريكايي ها از اعمال تحريم، كاهش توان پولي ايران بود.دولت روحاني هم به اميد بالا بردن توان پولي كشور وارد «معامله هسته اي» شد. معامله اي كه به تعبير رهبرانقلاب « هزينه هاي سنگين» براي آن پرداخت كرديم. شايد بيان اين هزينه ها در شرايط كنوني مرهمي بر دل مردم نگذارد اما در زمان مناسب مشخص خواهد شد كه چقدر تلخ و رنج آور بوده است.

در آغاز مذاكرات هسته اي قيمت نفت حدود 100 دلار بود. اكنون پس از دو سال و نيم مذاكره، چند روز بعد از اجراي برجام، قيمت نفت به حدود بشكه اي 25 دلار – يعني يك چهارم قيمت نفت در آغاز مذاكرات - رسيده است. خوشبينانه اگر بنگريم،يك سال پس از رفع تحريم ها شايد صادرات نفت ايران دوبرابر شود و به نزديك 2 ميليون بشكه در روز برسد. اگر بواسطه افزايش صادرات ايران، قيمت نفت پايين تر نيايد و همين بشكه اي 25 دلار باقي بماند، درآمد نفتي ايران يك سال ديگر، حدود نصف درآمد در آغاز مذاكرات هسته اي خواهد بود!

در بازي هاي سبك استراتژي، اگر كاربر كم سن و سال دقت كافي نكند و در مقابل حريف، بازي را ببازد «game over» مي شود؛ يعني شكست خورده است اما مي تواند دوباره بازي را از نو شروع كند. اما در عرصه واقعي سياست، معلوم نيست پس از «game over» شدن، باز هم بتوان بازي را از سر گرفت!

*مديرعامل خبرگزاري فارس

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي در خصوص فجايع تروريستي تهران
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري