شنبه 03 آبان 1399
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
سوابق و فعاليت‌هاي نامزدهاي جبهه پايداري در تهران
 
 
فهرست نهايي جبهه پايداري در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات، اسلامشهر و پرديس
 
 
به ائتلافي كه در آن پدرسالاري باشد ورود نخواهيم كرد/ در سال ۹۴ آيات مصباح و يزدي را از روند وحدت حذف كردند/ از آقاي رئيسي بپرسيد چه كساني تا آخر پاي كار شما بودند/ جمنا خود را منقرض كرده است/ ادعاي عبور پايداري از علامه مصباح تهمتي از سر بي‌اطلاعي است
 
 
رمز پيروزي جبهه انقلاب در انتخابات، زير سايه وحدت استراتژيك است نه وحدت تاكتيكي
 
 
تجارب توام با شكست را نبايد تكرار كرد/ يك هزار توماني هم از جايي به جبهه پايداري كمك نشده است/ در يك سال و نيم اخير براي كارهاي دروني و تشكيلاتي وقت گذاشته‌ايم/ وقتي مخالف و موافق برجام را در يك ليست مي‌گذاريم مردم احساس دوگانگي مي‌كنند
 
 
بايد اصلح را بشناسيم، سهم‌خواهي چيست؟/ اگر ائتلاف براي شناخت اصلح باشد، اهلا و سهلا/ تكرار تجربه دوره گذشته كار عاقلانه‌اي نيست؛ مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمي‌شود/ اگر بنا شد كه قولي بدهند اما بعد بزنند زيرش ديگر براي چه اعتماد كنيم؟!
 
 
قواعد وحدت اصول‌گرايان مشخص باشد جبهه پايداري استقبال مي‌كند
 
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 شيطان با برجام سر كارتان گذاشت، انتقامش را از دين خدا مي‌گيريد؟
تاريخ  :  1399/04/13
نوع : ديدگاه , يادداشت

آقاي خويئني‌ها در نامه فرموده‌ايد كه گراني نگرانتان مي‌كند. مي‌شود بپرسيم گزارش گراني را دقيقا كدام رفيقتان به شما رسانده است؟ آنكه در خانه ۵۰ ميلياردي مي‌نشيند؟ يا آن پرچمدار جنگ فقر و غنا كه از عرش انقلاب، فقط يك خانه خيابان فرشته برايش مانده و از مبارزه‌اش با آمريكا فرش قرمزي زير پاي برجاميان؟


" اكنون كشور عزيز ما در بن بست و بحراني از سختي و ناخشنودي دست و پا مي زند ...ملك و ملت به لبه پرتگاه وحشتناك ويراني و نابودي رسيده است". اين بخشي از نامه سرگشاده جمعي از اعضاي نهضت آزادي در تبيين وضع كشور است.

در همين نامه آمده است: "اتخاذ هدفهاي احساساتي افراطي،...، سياستهاي نابخردانه و بالاخره ناتواني مسوولين و نادرستي روشهاي پيروي شده در سياست خارجي، كشور پرافتخار ايران را به بدترين انزواي سياسي انداخته است، بدنامي و بي‌اعتباري بين‌المللي را نصيبمان كرده است و ما را در معرض دائمي توطئه‌هاي "تلافي گرانه" قرار داده است. علاوه بر اينها از ارتباط و احترام و استفاده از جريانهاي بين‌المللي محروم گشته‌ايم."

پاي اين نامه را ؛ مهندس بازرگان ، دكتر يزدي ، مهندس صباغيان ، مهندس معين‌فر و ...امضا كرده اند.

جماعتي كه امضايشان پاي نامه است؛ معتقد بودند فارغ از زندگي ديني ِفردي،  با "دانسته‌هايي از مبادي غيرمتعارف" نمي توان حكمراني درستي داشت. منظور آنها از دانسته هايي از مبادي غير متعارف، ايمان به محاسباتي در عالم بود كه حقايقي مثل خدا وقرآن و  نبوت و امامت را هم در بر مي گرفت.

مهم ترين جزء اين نامه البته ؛ مهم تر از اسامي معتبرِ امضاكنندگان ؛  تاريخ انتشار آن است: ارديبهشت ۱۳۶۹. به ادعاي نهضت آزادي؛ سي سال پيش، جمهوري اسلامي در بن بست و در لبه پرتگاه و در آستانه ويراني و نابودي بوده است.

دوباره بخوانيم :

" اكنون كشور عزيز ما در بن بست و بحراني از سختي و ناخشنودي دست و پا مي زند ...ملك و ملت به لبه پرتگاه وحشتناك ويراني و نابودي رسيده است".

بر همين مبنا هم بود كه ؛ امضا كنندگان نامه ارديبهشت شصت و نه ، يازده سال قبل از آن، در اعتراض به تسخير لانه جاسوسي از دولت استعفا دادند و حاضر به ادامه همراهي با امام نشدند.

***

محور اصلي اشغال سفارت آمريكا، موسوي خوئيني‌ها بود ؛ كه " اكنون" (ارديبهشت۶۹) از رهبران برجسته جناحي بود كه مجلس شوراي اسلامي را با رياست مهدي كروبي بطور كامل در اختيار داشت، كانديدايش در انتخابات رياست جمهوري راي آورده بود، و از كرسي هاي اصلي دولت؛  وزارت كشور به عبدالله نوري و وزارت ارشاد به سيد محمد خاتمي از اعضاي مجمع روحانيون رسيده بود. مصطفي معين منتخبِ ائتلاف "مستضعفين و محرومين" در انتخابات مجلس سوم ، سكان وزارت آموزش عالي را به دست گرفته بود ، بسياري از جايگاههاي كليدي دولت در اختيار جناح چپ بود و از ديدگاه پيشكسوتاني مثل مهندس بازرگان،  در دوره مسئوليت اين عزيزان،  " ملك و ملت به لبه پرتگاه وحشتناكِ ويراني و نابودي " رسيده بود.

******

اكنون در حالي كه سي سال(سه تا ده سال و شش تا برنامه پنجساله )  از نامه " لبه پرتگاه" بهار ۶۹ گذشته،  نامه ديگري در تابستان ۹۹ با همان مضمون،  اين بار با امضاي موسوي خوئيني ها ! منتشر شده است.

****

در اين سي سال،  جمهوري اسلامي توانسته است از مملكتي كه به گواهي كارشناسان و صاحب نظران معتبر و باتجربه اي همچون مهندس بازرگان در" بن بست" و در " لبه پرتگاه وحشتناك ويراني و نابودي " بوده است ؛ كشوري بسازد كه در برخي صنايع و فناوري هاي مهم دنياي امروز از هوا-فضا و هسته اي گرفته تا زيست فناوري و سلول هاي بنيادي تا نانوتكنولوژي و صنايع موشكي و پهپادي و ... جزو هشت يا پنج يا سه كشور اول جهان است.

در چالش هاي منطقه اي،  آمريكا را با هفت هزار ميليارد دلار هزينه در غرب آسيا  از سوريه بيرون انداخته ،در يمن ناكام گذاشته،در لبنان به زوزه واداشته، در عراق رسما محكوم به خروج كرده و در ماجراي اسرائيل  از جنگ ۳۳ روزه به جنگ  ۲۲ روزه و جنگ ۸ روزه كشانده است.

در همين سي سال ناقابل كه در پيش بيني قاطع و قريب الوقوع عقلا و دنياديدگانِ نهضت آزادي تاخيري مختصر ! پيش آمده، جمهوري اسلاميِ در  لبه پرتگاه وحشتناك ويراني و نابودي ؛  حدودا بيست و پنج انتخابات سراسري با صدها ميليون راي برگزار كرده كه متوسط مشاركت در آنها از بسياري كشورهاي اروپايي و آمريكايي بيشتر بوده است.

در اين سي سال "دهها هزار"  روستا ؛ در ايران از جاده يا برق يا گاز يا همه اينها  برخوردار شده و ميليون ها جوان ايراني از تحصيلات عالي  با كيفيت بالاتر از همه كشورهاي منطقه و در موارد زيادي قابل رقابت با جوامع صنعتي غرب،برخوردار شده اند كه  فقط بخشي از آنها اكنون بيش از ۴۰۰۰شركت دانش بنيان را اداره مي كنند كه يك قلم موفقيتشان صادرات لوازم درماني و پزشكي در بحران كرونا به آلمان و ساخت پتروپالايشگاه ستاره خليج فارس و صدور بنزين توليدي آن به امريكاي لاتين است.

و در همين جمهوري اسلامي كه سي سال پيش به خاطر "  اتخاذ هدفهاي احساساتي افراطي، و سياستهاي نابخردانه در سياست خارجي"  در  لبه پرتگاه وحشتناك ويراني و نابودي بوده! ؛ همين چند ماه پيش دهها ميليون ايراني از زن و مرد و پير و جوان و نوجوان با فرياد انتقام سخت به خيابان ها آمده اند  تا ميزان تَره اي كه اين ملت براي ترّهات عقلا و صاحبان دانسته هاي متعارف و منكران مبادي غيرمتعارف معرفت و خِرد؛ خُرد مي كنند را به نمايش بگذارند.

**********

برگرديم به نامه هفت تير ۹۹ آقاي موسوي خوئيني ها.

اولا تاكيد كنيم؛ ما كه بخيل نيستيم، دم آقاي خوئيني‌ها هم گرم، ان شاء الله سي سال بعد هم، در پاييز ۱۴۲۹؛ بزرگوار ديگري احساس وظيفه كند و ملت ايران را در لبه پرتگاه وحشتناك ويراني و نابودي نشان بدهد. مگر نامه سي سال پيش مرحوم مهندس بازرگان با آن "اكنون" و آن  الفاظ غلاظ و شداد و اعلام بن بست و پيش بيني نابودي قريب الوقوع ايران و ايراني ، ضرري به كسي رساند؟

تا باشد از اين نامه ها . "يبدّل الله سيئاتهم حسنات" ؛ ان شاء الله روح مرحوم بازرگان به خاطر ادخال سرور در قلوب مومنين بابت مرور نامه سي سال پيش ايشان،  مشمول رحمت الهي قرار گيرد و از اين منظر؛ نامه آقاي موسوي خوئيني ها را هم مي شود نوعي باقيات الصالحات دانست. كس نيارد ز پس تو پيش فرست !

البته ما كه معتقديم موسوي خوئيني ها حتي اگر از اين جنس باقيات الصالحات هم از خودش به جا نگذارد ؛ به خاطر نقش بي بديلش در تسخير لانه جاسوسي شيطان بزرگ به دو شرط جايش وسط بهشت است .

يكي اينكه نفرين پيرمرد‌هاي مستجاب الدعوه اي  مثل تاج‌زاده و عباس عبدي و سعيد حجاريان (كه مشت هاي‌گره‌كرده‌شان را به سينه مي‌كوبند و تسخيركنندگان لانه را لعنت مي‌كنند) او را نگيرد و دوم آنكه خودش به درگاه شيطان توبه نكند و مشمول احباط نشود.

*

در نامه بهار ۶۹ نهضت آزادي به "وعده‌هاي به مستضعفين و شعارهاي پرطنين" اشاره شده بود كه قاعدتا نقطه اوجش در آن روزگار ؛ "ائتلاف مستضعفين و محرومين" مجلس سوم؛ با شعار "جنگ فقر و غنا" و "مرگ بر اسلام آمريكايي" بود.

ائتلافي كه موسوي‌خوئيني‌ها مغز متفكر و از ستون هاي‌اصلي آن بود.

*

سه سال بعد از "پرتگاه وحشتناك ويراني و نابوديِ" نهضت آزادي ؛ من آقاي موسوي خوئيني ها را براي اولين و آخرين بار از نزديك ديدم : ميتينگ ائتلاف نيرو‌هاي خط امام در دانشگاه شهيد بهشتي. قبل از مرحله دومِ انتخابات مجلس چهارم.

مجمع روحانيون "مبارز" ؛ از رقيب عقب افتاده‌بود و اميد داشت در مرحله دوم انتخابات جبران كند. آقاي‌كروبي كه آن زمان رئيس مجلس بود ، نفر سي و يكم تهران شده‌بود و آمار شهرستانها هم از اين بهتر نبود.

منِ دانشجوي يك‌لاقبا كه برخلاف استادمان آقاي مهدوي‌كني و رفيقش آقاي كروبي قائل به حذف صددرصدي رقيب نبودم و نه نفيسه فياض بخش و محمود صابر هميشگي را براي مجلس بهتر از مرضيه دباغ و  حاجاقا رحيميان مي دانستم و نه از آن سو حاضر بودم به جاي عميد زنجاني  نام سعيد حجاريان  را بنويسم ؛ نگران از غلبه فلّه‌اي جناح راست،  رفته‌بودم به همايش انتخاباتي نيرو‌هاي خط امام! و موسوي خوئيني‌ها ، كانديداي ناكام مرحله اول،  سخنران جلسه بود.

از جمعيت تُنُك حاضر در سالن و حرف‌هاي نااميدانه خوئيني ها مي‌شد فهميد كه مخالفانِ عصباني ِ "استكبار و اسلام آمريكايي" ، شانس چنداني براي پيروزي ندارند و همين هم شد.

جناح چپ كه موسوي خوئيني‌ها از رهبران موثر و اصلي اش به شمار مي‌آمد،  برخلاف چهارسال قبلش كه توانست فهرست "مهدوي كني" را با اتهام " اسلام آمريكايي" و "ضد ولايت مطلقه فقيه" از گردونه خارج كند اين بار خودش در انتخابات كنار رفت.

در مجلس سوم؛  خوئيني ها و جناحش معتقد بودند كه "راستي‌ها " (اصولگرايان بعدي) : « با ولايت مطلقه فقيه مشكل دارند و نظرات ولي فقيه را به مولوي و ارشادي تقسيم مي‌كنند و اختيارات ولي‌فقيه را در حد اختيارات رسول الله نمي‌دانند و به اندازه كافي با آمريكا دشمن نيستند و حتي ممكن است خيال مذاكره  و سازش به ذهنشان خطور كند » و اين گناهي بود از ديدگاه خوئيني‌ها و كروبي و تاج‌زاده و سعيد حجاريان و عباس عبدي وميردامادي و رجب مزروعي و ...؛ نابخشودني. كار به جايي رسيد كه مريدان كروبي و خوئيني‌ها، شيخ محمد يزدي را در مسجد ارگ با فرياد  مرگ بر ضد ولايت فقيه و مرگ بر اسلام آمريكايي از منبر به زير كشيدند و از مسجد بيرون كردند چون او را لايق نمايندگي در مجلس انقلابي و پيرو ولايت مطلقه فقيه نمي‌دانستند و البته چند روز بعد كه امام ؛ آقاي يزدي را به عضويت شوراي نگهبان منصوب كرد سوت زنان خودشان را به  كوچه علي چپ انداختند ، اگر چه در خلوت دلخور بودند كه چرا نتوانسته اند امام را جوگير تبليغات خودشان كنند.

چهارسال بعد  اما،  اما آن تب تند به عرق نشسته بود و "ائتلاف مستضعفين و محرومين" كه به رهبري كروبي و خوئيني‌ها و سيد محمد خاتمي و عبدالله نوري، توانسته بود در انتخابات مجلس سوم، اسلامِ سازشكارِ جناح راست را رسوا و خانه‌نشين كند؛ خودش در آستانه خانه‌نشيني بود.

***

از همايش دانشگاه شهيد بهشتي و سخنراني آقاي خوئيني‌ها تنها جمله‌اي كه به خاطرم مانده اين بود كه "من كه خانواده‌ام بازاري بوده‌اند مخالف بازارم؟" (قريب به همين مضامين).

جو انتخابات،  خوئيني‌ها را گرفته بود و داشت سيگنال‌هاي متفاوتي مي‌داد. دير شده بود البته و انتخابات مرحله دوم هم آمد و رفت و جوگير‌ها را جا گذاشت.انتخابات تمام شد اما جوگيري حضرات چپ  تمام كه نشد هيچ؛وارد ابعاد  عجيب و غريبي شد و سال ها بعد، از ابراز ارادت به بازاري هاي متدين به اظهارچاكري و نوكري به درگاه سرمايه داري لائيك و پذيرش ولايت مطلقه شيطان بزرگ بر دنياي متعارف ، رسيد.

*

خوئيني‌ها اگرچه از سوي مردم كنار گذاشته شد؛ هنوز كرسي "مشاور سياسي رهبري"  را داشت.

آيت الله خامنه‌اي او را كه از معدود روحانيون مخالف رهبري او ؛ در مجلس خبرگان بود در حكمي به مشاورت خود منصوب كرده بود.

اين حكم در شرايطي صادر شده‌بود كه احمق‌هاي بسياري؛  تمام مشكلات كشور را به تسخيرلانه جاسوسي نسبت مي‌دادند و عده نه چندان كمي، موسوي خوئيني‌ها را به سبب نقش بي‌بديلش در آن ماجرا ؛ جاسوس شوروي يا رهبر اصلي گروه فرقان يا سرچشمه تندروي و افراط در كشور معرفي مي‌كردند و در اين ادعا هم بسيار مصر بودند و حكم رهبري ( كه جو گير فضاسازي هاي آن ها نشده بود)  برايشان موجب تعجب و حتي دلخوري بود.

شايد خود موسوي خوئيني‌ها هم متعجب بود. بالاخره هرچه كه باشد او به عنوان يك چهره ضد آمريكايي و مخالف اسلام ليبرال سرمايه دارها، شرعا نتوانسته بود خودش را قانع كند كه به رهبري آقاي خامنه‌اي راي بدهد. چه بسا خامنه‌اي از نگاه او به اندازه كافي انقلابي نبود و ممكن بود در غياب امام؛ راه نفوذ آمريكا و اسلام ليبرال و غرب‌زده‌ها و سازشكارها گشوده‌شود و او و دوستان خط امامي‌اش مهدي كروبي و سيد محمد خاتمي و هادي غفاري و عبدالله نوري و غلامحسين كرباسچي واسحاق جهانگيري و  ... وظيفه داشتند از انقلاب در برابر اين خطر محافظت كنند! 

******

به نامه اخير برگرديم.

تفاوت نامه آقاي خوئيني‌ها با نامه مرحوم بازرگانِ منزوي و بي مسئوليت ، در آن جاست كه در روزهايي اين نامه را منتشر كرده كه رفقا و مريدانش لااقل در دو قوه سكان دار بوده اند. مجلس تَكرار پس از ۴سال، تازه چند روزي است بارش را زمين گذاشته و دولت "تَكرار" در هفتمين سال استقرار ،همچنان سر كار است.

اسحاق جهانگيري؛ اصلاح طلب مشهور و مريد قديميِ خوئيني ها و  صاحبِ جمله طلاييِ و تاريخيِ "يادتان هست؟"؛ همچنان مدير ارشد  قوه مجريه  است.

آخوندي مسئول ارشد ستاد ميرحسين موسوي كه قرار بود از ۸۸ تدابيرش در حوزه مسكن را اجرايي كند ؛  در ۹۲ رسيد به جايي كه ميرحسين مي‌خواست برساندش و رساند وضع مسكن را به جايي كه مي‌خواست برساند.

آرزوي آخوندي البته اين بود كه ۸۸ به قدرت مي‌رسيد و مي‌توانست جلوي ساخت ميليوني مسكن در عرض ۴ سال ۸۸-۹۲ توسط حزب اللهي هاي جوان  را بگيرد و سياستي مبتني بر  دانسته هاي مبادي متعارف اعمال كند   اما اگر چه در آن مقطع ناكام ماند پس از آن توانست به شكل تحسين برانگيزي جبران كند و به پاس خدماتش به جاي دو بار، پنج بار از مجلس محترم  راي اعتماد بگيرد!

"يادتان هستِ" جهانگيري را كه يادتان هست آقاي خوئيني‌ها؟

"تَكرار" رفيق گرمابه و گلستانتان را چطور؟

****

در نامه فرموده ايد كه گراني نگرانتان مي‌كند. مي شود بپرسيم گزارش گراني را دقيقا كدام رفيقتان به شما رسانده است؟

آنكه در خانه ۵۰ ميلياردي مي‌نشيند؟ يا آن پرچمدار جنگ فقر و غنا كه از عرش انقلاب،  فقط يك خانه خيابان فرشته برايش مانده و از مبارزه‌اش با آمريكا فرش قرمزي زير پاي برجاميان؟

گراني روي ابراهيم اصغرزاده فشار آورده يا هدايت آقايي يا مري ابتكار و سيد هاشمي كه شام عروسيشان  خوراك لوبيا بود؟

يا سيد محمد خاتمي و سلبريتي هاي دور و برش كه از توي جكوزي پنت هاوسشان در تهرانجلس  يا از متلشان در اُتاوا براي فلاكت مملكت توئيت مي كنند؟   

راستي از شيخ غلامحسين كرباسچي نماينده امام در ژاندارمري چه خبر؟

وظيفه مرزباني‌اش را خوب انجام مي‌دهد؟ شنيده‌ام شبانه‌روز مواظب است كسي از مرزهاي جُردَن؛  به قلعه جنگ فقر و غنايتان نفوذ نكند.

بچه هاي روزنامه سلام كجا هستند راستي آقاي مدير مسئول! بگذريم.

****

اسم محسن حججي به گوشتان خورده است حاج آقا؟  حسين حريري، مصطفي صدرزاده، محمد جاوداني، عباس دانشگر، محمودرضا بيضايي،حسن قاسمي دانا، ... .

الو! حاج آقا! معنايي دارد اين اسم‌ها برايتان؟و صدها و هزار ها و دهها و صدها هزار اسم ديگر كه به اندازه شما بصيرت نداشتند كه با "دانسته هايي از آن مبادي كه براي دوستان غربزده و سكولار  نامتعارف است  " نمي شود جان خود را فدا كرد. حيف شد؛ اجازه نگرفته بودند از مبادي عرفي شما براي اين كه جانشان را بدهند تا شما امنيت داشته باشيد با امامشان به زبان طعن سخن بگوييد.

اسم  قنات ملك را شنيده‌ايد؟ روستايي نزديك راور.

بي‌بي‌سي كه زياد نگاه  مي‌كنيد،  حتماً بايد آشنا باشد آن بچه دهاتي برايتان كه پرزيدنت ترامپ اين روزها اسمش را زياد مي‌برد. يادتان نيامد؟

بيشتر فكر كنيد. همان كه سال ۷۸ به رفيق "تَكراري"تان نامه نوشت و گفت به مريدان ايرانيِ شهيد آبراهام‌ لينكلن زياد دل خوش نكند، آنها هزار تايشان هم به يك موي محسن حججي معتقد به دانسته هاي "غيرمتعارف براي ِدنياي آزاد و بي بحران ! غرب" ،  نمي ارزد.

يادتان نيامد؟ همان كه دُم آن سگ زرد را گرفت و از سوريه بيرونش انداخت. ببخشيد حاج آقا به آمريكا توهين شد. اشكال شرعي نداشته باشد خداي نكرده ؛، به دولت آمريكا بد گفتيم .مثل رفيق سابق ما  قلبتان درد نگيرد.او هم مثل شما و رفيق جديدش ترامپ محترم (كه نبايد او را تخريب كرد!)؛  حاج قاسم را سمبل "سلطه جويي منطقه اي"! مي دانست.  در هر صورت خوب شد به تشييع جنازه  نيامديد وگرنه ممكن بود با دانسته هايي از مبادي غير متعارف مواجه بشويد.حاجاقا! آن دهها ميليون نفري كه در آن مراسمات شركت كردند احتمالا  خيلي بيش از رفقاي ميلياردر و قالتاق شما گراني را حس نمي كردند ؟ ديده ايد فيلم بعضي رفقاي عزيزقديمي ميلياردرتان را كه چطور به حاج قاسم طعنه مي زنند و بد و بيراه مي گويند؟

حاجاقا يادتان هست تيتر مي‌زديد: اسلام ابراهيمي، اسلام آبراهامي!

راستي بچه‌ها از آمريكا خبري برايتان نمي‌فرستند؟

زيادند كه دست‌پرورده‌هايتان، ما شاءالله در هر ايالت آمريكا چند تا پناهنده از پرچمدارانِ جنگ فقر و غنا ! و دشمنان اسلام آمريكايي!  داريد. بعضي‌هايشان در بازديد از كلوپ همجنس بازها مضامين نامه شما را توييت مي‌كنند و بعضي زير اعلاميه ازدواجِ سفيدشان.

****

حاج آقا يادتان هست چه قشقرقي به پا كرديد سر ولايت مطلقه؟

و رفقاي‌تان گفتند آقاي خامنه‌اي ولايت مطلقه فقيه را قبول ندارد! و مي خواستند امام را هم حتي جوگير كنند.

كه  زد توي دهنشان كه : “  خامنه‌اي خورشيد انقلاب است! “ كه اگر قرار بود ولي فقيه هم جوگيرِ فضاسازي هاي امثال شما بشود كه ولي فقيه نبود ديگر.كسي بود مثل كاهنان سلف شما كه آنها بگويند : " مملكت در پرتگاه وحشتناك ويراني و نابودي است"  و او تقديم كند جمهوري اسلامي را به تمدن سكولار و كارآمد و شكوفا و حقوق بشريِ غرب كه به جاي مبادي نامتعارف؛دانسته هايش را از مبادي متعارف مي گيرد و اين روزها شكوفايي و كارامدي و حقوق بشرش را بيش از هر دوره ديگري در خيابان هاي آمريكا شاهديم.

*

آقاي خوئيني هاي عزيز! خبر از آينده مي دهيد؟ چرا در كنار پيشگويي از آينده كمي به گذشته نگاه نكنيم؟  

نگران نباشيد.شما گذشته را شفاف كنيد ؛ آينده- به هر دومعنا-  روشن خواهد شد .اما نگراني شما ازآينده نيست،از گذشته تان است كه حالا زير نورافكن نگاه مردم است.

آينده وقتي در خطر خواهد بود كه امثال شما بتوانيد براي بار صدم نعل وارونه بزنيد و در جمع بندي درست گذشته،  اخلال كنيد و گرنه امام حكيم ما آن روز كه گفت : " جمهوري اسلامي نه يك كلمه كمتر نه يك كلمه بيشتر" ؛ مي دانست چه مي كند.  هدف آن بزرگ اين بود كه اميد بدهد : "  اوضاع غيرقابل‌دوام‌ " است.

اگر چه خواسته ايد ما را از اوضاع غير قابل دوام بترسانيد ولي ناخواسته نويد داده ايد.

چرا  هرگاه ملت در آستانه جمع بندي هاي بزرگ قرار گرفته و موقعيت مكاران و ساده لوحان در خطر افتاده و غير قابل دوام بودن وضعشان آشكار شده به تكاپو افتاده اند تا " لبه پرتگاه"  بسازند .

يادتان هست آن نامه مشعشع قبلي  را!

يادتان هست پيش‌بيني‌هاي‌تان را؟ مجلس ششم از خاطرشما هم رفته باشد از ياد ما نرفته است. چيزي مشابه شوراي شهر اول تهران كه آن هم دربست در اختيار اصلاح طلبان بود و چيزي در مسخره و شامورتي بازي از مجلس اصلاحات كم نداشت.

سيزده سال بعد از نامه ارديبهشتي نهضت آزادي؛  اين بار نوشتن نامه ارديبهشتي براي جهنم خواندن ايران بر دوش گروه ديگري افتاده بود.

اول بخش هايي از نامه را با هم بخوانيم و بخنديم :

" آنچه ما را بر آن داشت تا بدين صورت مصدع اوقات شويم؛ حساسيت شرايط، "فرصت اندك" ؛ و بزرگي خطريست كه پيش روي كشور است ...شايد در تاريخ پر فراز و نشيب معاصر ايران، هيچ زماني را به حساسيت امروز نتوان يافت.... با اين حال و روز كشور، فرصت چنداني باقي نمانده است. غالب ملت ناراضي و نا اميد، اكثريت نخبگان ساكت يا مهاجر، سرمايه هاي مادي گريزان و نيروهاي خارجي از هر طرف كشور را احاطه كرده اند." راستش من همين الانش هم كه مي خوانم جوگير مي شوم وبي درنگ دنبال تلفن مي گردم كه به كاخ سفيد زنگ بزنم كه ما رو نخور.اينقدر انرژي دارد اين نامه.

اين ادخال السرور و  باقيات الصالحات دوم مربوط مي شود به نمايندگان مجلس ششم  و ارديبهشت ۱۳۸۲.

براي تغيير ذائقه؛  اسامي بعضي امضا كنندگان نامه " فرصت اندك!" را مرور كنيم؟

سركار خانم حقيقت جو نماينده اصلاح طلب دوره ششمِ مجلس شوراي اسلامي كه فعلا مقيم ايالات متحده بوده  و بنا به اعلام خودشان با افتخار به  ازدواج سفيد مشغول هستند.

جناب نورالدين پور موذن كه ايضا در آمريكا تشريف دارند وفقط سرچ نامشان در گوگل كافيست كمالاتشان را آشكار كند.

جناب رجب علي مزروعي فعلا ساكن بلژيك و همكار اپوزيسيون.

جناب علي اكبر موسوي خوئيني پناهنده به ايالات متحده و جنابان  ميثم سعيدي ، محسن صفايي فراهاني ، جميله كديور ،محسن ميردامادي و ... . كه يكي در كيش بيزنس دارد،ديگري در لندن و ... و البته همگي غمخوار فقرا و نگران گراني.

**

"لبه پرتگاه" نهضت آزادي و "فرصت اندك "مجلس ششم و "اوضاع غير قابل دوام" شما ؛ همگي از يك جنس است.

هم نهضت آزادي در لبه پرتگاه بود ، هم مجلس ششم فرصت اندكي داشت و هم اوضاع شما غير قابل دوام است و البته هر سه ترجيح داديد فرافكني كنيد.خود را مساوي "جمهوري اسلامي" گرفتيد .و هنر و مزيت  خامنه اي در  اين است كه او  همچون شما، خود را معادل جمهوري اسلامي نگرفته بلكه همچون سلف صالحش عميقا به "جمهوري" اسلامي معتقد است.

او مثل شما نيست كه اگر راي بياوريد آن چنان سرمست مي شويد كه ديگر خدا را هم بنده نيستيد و اگر راي نياوريد فتنه به پا مي كنيد و از ولي فقيه و شوراي نگهبان خواستار وتوي راي جمهور مي شويد و اگر بوي راي نياوردن به مشامتان بخورد نه خود را كه ملك و ملت را در لبه پرتگاه مي خوانيد و مي خواهيد .

خامنه اي همچون خميني ؛ مدافع جمهوريتي است كه از پس هزاران سال مردم را بركشيد و به آنها فرصت آزمون و خطا و تجربه داد. جمهوريت در نگاه "خواصي از بندگان خداي متعال" ترجمه "حول حالنا الي احسن الحال "  است. و جماعت " من النور الي الظلمات" را كه ولايت طاغوت ، برگزيده اند چه رسد كه ادعاي كهانت كنند.

به بركت جمهوري اسلامي ، فرجام پيش بيني هاي ِمدعيان؛ از بازرگان و بني صدر تا منتظري و خوئيني ها هميشه پيش روست.

نامه تان را ۷ تير منتشر كرده ايد. نمي دانم تعمدي در انتخاب اين روز داشته ايد يا خير اما بني صدر هم در ۷ تير ادعا و شوق "غيرقابل دوام بودن اوضاع" را داشت  اما  وقتي با دانسته هايي از منابع متعارف ؛ زير ابرويش را برداشت و در پاريس،  رجوي او  و دخترش را در كنار گرفت عاقبتِ " انقلاب اسلامي" پشت كرده به ولايت فقيه  آشكار شد و معلوم شد انقلابيگري منهاي امامت چقدر دوام مي آورد و چه فرجامي دارد. 

نامه‌هايتان ديگر تَكراري شده است حاج آقا!

راستي چطور است كه هر وقت از چشم ملت مي‌افتيد نامه نوشتن‌تان گل مي‌كند.

البته در مواجهه با شما و جريان‌تان ، ديگر عادت كرده‌ايم به چرخش‌هاي ۱۸۰ درجه .

عادت كرده ايم كه رفقاي بالاي ديوارتان  را در حال ليس زدن چكمه‌هاي بوش و ترامپ ببينيم، عادت كرده‌ايم كه پرشورترين عدالتخواهان جنگ فقر و غنايتان در جكوزي برج هايشان غمخواري‌ براي ملت را توييت كنند.

عادت كرده‌ايم دشمنان بخش خصوصي و سينه‌چاكان بخش ِتعاوني و دولتي را ؛ امروز درچكادِ سرمايه‌داري و بانكداريِ رانتي ايران ببينيم، عادت كرده ايم دل دادن و قلوه گرفتن آمريكا را با دشمنان  قديمي و شيفتگان و مواليان امروزي‌اش ببينيم اما نامه اخير، برگ برنده شما در ربودن گوي سبقت از چرخش‌هاي ۱۸۰ درجه رفقا و  دست پروردگانتان است.

"تا نشان سمّ اسبت ‌گم‌ كنند        تركمانا نعل را وارونه زن"

درد سرتان ندهم حاج آقا!

از جمهوريت كينه داريد چرا به ولايت سنگ مي زنيد؟ جمهوري ؛ اوضاعتان را غير قابل دوام مي كند ديگر. نمي شود يك بار سوار شد و براي هميشه از گرده ملت سواري گرفت. و از ولايت به همين خاطر مكدريد كه پشتيبان جمهوريت است.بين خودمان باشد بعضي از رفقاي اصولگرايتان هم همين گلايه را از ولايت دارند. تقاضايي كه شما سال ۸۸ از رهبري داشتيد بعضي رفقاي راستي تان خرداد ۷۶ داشتند و هردوتان تو دهني خورديد، هم از مردم هم از رهبري.

از مردم ترسيده ايد اقاي خوئيني ها.نه به خاطر تورم و گراني.نگرانيتان از گراني نيست از آگاهي است.

يادتان هست براي بزك برجام ؛ از صدر تا ذيل‌تان چه تدليس ها كرديد؟عباي پيامبر به دوش گرفتيد و به مشاطگي شيطان مشغول شديد.

حالا مردم دارند مي بينند فرجام پيشگويي هايتان را كه : "  باغ برجام چه سيب ها و گلابي هايي خواهد داد!"

تاوانِ برجام عزيزتر از جانتان را رهبري بايد بدهد؟!

اگر كدخدا ، خَدويي هم كف دست رفقاي ذوق‌زده‌تان نيانداخت ؛ تلافي‌اش را سر نظام مي‌خواهيد در بياوريد؟

جناب مفسر قرآن! بيشتر تلاش مي‌كرديد شايد مي‌توانستيد كذب بودن قرآن (اين منبع دانسته هاي نامتعارف!) را ثابت كنيد و دروغ بودن «انهم لا اَيمان لهم»  را به مردم  نشان بدهيد. نشد؟  چرا فحشش را به خامنه‌اي مي‌دهيد؟

خامنه‌اي چه كند كه آيه قرآن(اين منبع دانسته هاي نامتعارف) غلط در نيامده؟

كه  اقيانوسي كه  به ملت نشانش داديد سراب بوده و كابوس‌تان شده؟

"امضاي كري تضمين بود " و قسم موكد پروردگار كه " ان تنصروا الله ينصركم" تضمين نبود!

با عمامه‌هاي سياه و سفيدتان به منبر رفتيد كه مردم! وعده‌هاي خدا پوچ است به وعده شيطان دل ببنديد!

كليد مشكلات شما در دست كدخداي  مودب و باهوش - همانكه آن پيرمرد شيطان بزرگش مي‌ناميد -  است.

حالا كه « يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ ۖ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا  »  آشكار شده  چنگ به چهره  آقا مي‌اندازيد؟

خامنه‌اي گفت برويد در خانه‌هاي ۵۰ ميلياردي بنشينيد و دم در كاخ سفيد ختم امن يجيب بگيريد و دنبال كليد بگرديد تا مشكلات حل بشود ؟

ختم امن يجيب جواب نداد؟ كنسرت بگذاريد، ؛ شايد جواب داد.بلديد كه.

از اين شعبده‌ها كه زياد در آستين داريد، چند تايش را رو كنيد. سلبريتي هم كه علي‌بركت‌الله تا دلتان بخواهد داريد. بگوييد كمكتان كنند.در ايران هم كه لازم نيست باشند حتماً.

از همان كانادا يا لس‌آنجلس يا پاتايا يا آنتاليا هم مي‌توانند توييت كنند دلسوزي تان را. «النصيحت لائمه المسلمين»تان را و از تيرانا البته.

حساب كرده ايد احتمالاً رويشان: «نعم العون علي طاعه الله»!

خدا بركت بدهد به بن سلمان. تا دلتان بخواهد رسانه درست كرده برايتان و سلبريتي خريده براي دلسوزي هايتان.

بن سلمان را كه يادتان هست؟ برادرزاده ملك خالد و ملك فهد. به دنيا نيامده بود هنوز آن روز كه راهپيمايي وحدت و تظاهرات برائت از مشركين راه افتاد در مكه و مدينه. اميرالحاج بوديد حاج آقا يك زمان‌هايي. چه راه درازي را آمده ايد حاجاقا تا تيتر يكِ بي بي سي و عيران عنترنشنال. خسته نباشي دلاور.خداقوت پهلوان!

حاج آقا خيلي زور دارد و زر دارد و تزوير دارد حرف‌هايتان.

برائت را كه فروختيد و به جايش دوستانتان در  ولايت شيطان بزرگ، ذوب ، بلكه بخار شدند. حالا وحدت را آماج كرده ايد؟ ستون خيمه را مي خواهيد بزنيد كه مبادا جمهوريت ؛اوضاع غير قابل دوامتان را به رخ شيطان بزرگ بكشد؟ 

چقدر طناز هم شده‌ايد حاج آقا! قلمتان هم بزنم به تخته بدك نيست. به نائب امام زمان تيكه مي‌اندازيد؟

« إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»؟

يك كتابي در خانه ايراني‌ها هست كه از ديدگاه شما ممكن است  از "مبادي غير متعارف معرفت" شناخته شود. در آن كتاب نوشته: « اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ».

همان كتابي كه عمامه هاي سياه و سفيد ، دروغ اعلام‌ كردن آياتش را كمر بستند. « لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا »يش را به سخره گرفتند.

و « قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ »اش را قمار كردند و مدال "محور شرارت" گرفتند .

" وَلِبَاسُ التَّقْوَيٰ ذَٰلِكَ خَيْر " را بيرون آوردند وبه خلعت almost nothing شان فخر فروختند.

براي " مالكم لاتقاتلون في سبيل الله و المستضعفين"اش شعار " نه غزه نه لبنان" ساختند و .. و .... و..   .

عاليجناب از پس پرسه‌هاي پرثمر جناحتان در كاباره‌هاي متعارفِ ديپلماسي ِالتماسي ؛ حالا كه مست و عور و تلوتلو خوران با اردنگي پس فرستاده شديد و سياست ورزي تخيلي و رمانتيك‌تان مضحكه خاص و عام شده،  بر سفره جمهوري اسلامي آروغ عقلانيت مي‌زنيد و ايمان مومنان را به سخره مي‌گيريد كه زمين كج بود وگرنه خوش رقصي رفقاي ما،  مو ، لاي درزش نمي رفت؟

بهتر است به جاي تراژدي سازي براي كشور؛ كمدي خودتان را ادامه بدهيد .و در اين كمدي-تراژدي؛ پرده آخر هر چه باشد فرار رندانه شما نخواهد بود.  

شيطان سر كارتان گذاشت؛انتقامش را از دين خدا مي خواهيد بگيريد ؟

جناب خوئيني هاي عزيز ! "نتيجهٔ محاسبات متعارف و براساس آراء و تحليل‌هاي شناخته‌شده در حكم‌راني " را هفتصد سال بعد از آغاز رنسانس ؛ امروز در خيابان هاي آمريكا و فرانسه با سابقه دو قرن و نيم حكمراني مدرن ببينيد. اگر  دانسته هاي متعارف يوتوپيايِ سكولار شما مي توانست حقوق بشر و اشتغال و عدالت و آزادي بياورد امروز دست پروردگانتان كه در فرار از جمهوري اسلامي به سياتل و واشنگتن و نيويورك و لس انجلس گريخته اند مجبور نبودند بهت زده به تماشاي امنيت و عدالت و آزادي آمريكايي بنشينند و براي تشفّي دل داغدارشان نامه شما را شير كنند كه : " اگر آمريكا بدون جنگ و تحريم و ترور و نفوذ و  با آن همه ادعا،  قاراشميش است و اوضاعش دوامي ندارد ،ايران هم بحمدالله با مساعي مشكورِ برجاميان ، و برنامه ريزي موفق اصلاح طلبان ،هم چرخ سانتريفوژهايش ايستاد و هم چوب حراجي كه به ارزشهاي انقلاب زدند لاي چرخ اقتصادش  گير كرده و به مردم فشار مي آورد تا زمينه لازم براي تحقق بقيه آرزوهاي غرب پرست ها فراهم شود." هم دلداري آنها به خودشان قابل درك است و هم وقاحت مثال زدني شما ، اما توصيه مي كنم روزي دو بار قبل از ناهار و بعد از شام دانسته هاي متعارفِ " لبه پرتگاه" و " فرصت اندك" را مرور كنيد .

خدا را شاهد مي گيرم هرگز دوست نداشتم جناب موسوي خوئيني ها را  اين چنين مورد خطاب قرار دهم ولي بس است هر چه : " ما را به رندي افسانه كردند      پيران جاهل شيخان گمراه"

اين رندي شيخ پير از حد تحمل بيرون بود. 

ما نيز همچون ايشان معتقديم "اوضاع امروز غيرقابل‌دوام‌ " است و به قول يكي ديگر از مباديِ دانسته هايِ غير متعارفِ ما ايرانيان يعني حضرت حافظ

"دائما يكسان نباشد حال دوران غم مخور"

و همان مبادي ايضا تاكيد مي كنند : اي دل ار سيل فنا بنياد هستي بر كند

چون تو را نوح است كشتيبان ز طوفان غم مخور

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي استان زنجان بمناسبت دور دوم انتخابات مجلس يازدهم
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي استان البرز بمناسبت دور دوم انتخابات مجلس يازدهم
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت گراميداشت ايام شهادت مظلومانه دكتر بهشتي و هفته قوه قضاييه
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت آغاز مجلس يازدهم