یکشنبه 04 آبان 1399
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
سوابق و فعاليت‌هاي نامزدهاي جبهه پايداري در تهران
 
 
فهرست نهايي جبهه پايداري در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات، اسلامشهر و پرديس
 
 
به ائتلافي كه در آن پدرسالاري باشد ورود نخواهيم كرد/ در سال ۹۴ آيات مصباح و يزدي را از روند وحدت حذف كردند/ از آقاي رئيسي بپرسيد چه كساني تا آخر پاي كار شما بودند/ جمنا خود را منقرض كرده است/ ادعاي عبور پايداري از علامه مصباح تهمتي از سر بي‌اطلاعي است
 
 
رمز پيروزي جبهه انقلاب در انتخابات، زير سايه وحدت استراتژيك است نه وحدت تاكتيكي
 
 
تجارب توام با شكست را نبايد تكرار كرد/ يك هزار توماني هم از جايي به جبهه پايداري كمك نشده است/ در يك سال و نيم اخير براي كارهاي دروني و تشكيلاتي وقت گذاشته‌ايم/ وقتي مخالف و موافق برجام را در يك ليست مي‌گذاريم مردم احساس دوگانگي مي‌كنند
 
 
بايد اصلح را بشناسيم، سهم‌خواهي چيست؟/ اگر ائتلاف براي شناخت اصلح باشد، اهلا و سهلا/ تكرار تجربه دوره گذشته كار عاقلانه‌اي نيست؛ مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمي‌شود/ اگر بنا شد كه قولي بدهند اما بعد بزنند زيرش ديگر براي چه اعتماد كنيم؟!
 
 
قواعد وحدت اصول‌گرايان مشخص باشد جبهه پايداري استقبال مي‌كند
 
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 رهبر معظم انقلاب در سخنراني زنده‌ي تلويزيوني به مناسبت عيد قربان مطرح كردند؛
 اگر جريان تحريف حقايق شكست بخورد تحريم ايران نيز قطعا شكسن خواهد خورد
تاريخ  :  1399/05/10

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در خجسته عيد قربان در سخنراني زنده‌ي تلويزيوني، ملت شريف ايران را به حضور پرنشاط و گسترده‌تر در مسابقه‌ي معنوي «كمك مؤمنانه به قشرهاي آسيب‌ديده و ياري مجاهدان سلامت» فراخواندند و با تشريح اهداف كوتاه‌مدت، ميان‌مدت و درازمدت آمريكا در جنايت تحريم ملت ايران، تأكيد كردند: دشمن به موازات جريان تحريم، جريان تحريف حقايق را هم دنبال ميكند اما به فضل الهي و با هوشياري، زيركي و شناخت عميق ملت ايران از آمريكا، به هيچ كدام از اهدافش نرسيده و نخواهد رسيد و ايران عزيز با صبر و ثبات، تلاش بيشتر مسئولان براي حل مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم و استفاده‌ي هرچه بيشتر از ظرفيتهاي داخلي، به راه روشن خود ادامه خواهد داد.


حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در خجسته عيد قربان در سخنراني زنده‌ي تلويزيوني، ملت شريف ايران را به حضور پرنشاط و گسترده‌تر در مسابقه‌ي معنوي «كمك مؤمنانه به قشرهاي آسيب‌ديده و ياري مجاهدان سلامت» فراخواندند و با تشريح اهداف كوتاه‌مدت، ميان‌مدت و درازمدت آمريكا در جنايت تحريم ملت ايران، تأكيد كردند: دشمن به موازات جريان تحريم، جريان تحريف حقايق را هم دنبال ميكند اما به فضل الهي و با هوشياري، زيركي و شناخت عميق ملت ايران از آمريكا، به هيچ كدام از اهدافش نرسيده و نخواهد رسيد و ايران عزيز با صبر و ثبات، تلاش بيشتر مسئولان براي حل مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم و استفاده‌ي هرچه بيشتر از ظرفيتهاي داخلي، به راه روشن خود ادامه خواهد داد.

متن كامل بيانات در سخنراني تلويزيوني به مناسبت عيد قربان به شرح ذيل مي‌باشد:

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا و نبيّنا ابي‌القاسم المصطفيٰ محمّد و علي آله الاطيبين الاطهرين المنتجبين سيّما بقيّة اللّه في الارضين

عيد سعيد قربان را ــ كه يكي از خاطره‌هاي بزرگ تاريخي همه‌ي متديّنين جهان است ــ تبريك عرض ميكنم به ملّت عزيز ايران و به همه‌ي مسلمانان و به پيروان اديان ابراهيمي.
 
دهه‌ي اوّل ذي‌حجّه، دهه‌ي خاطره‌هاي آموزنده و دهه‌ي تضرّع و انابه‌ي الي‌اللّه
 خاطره‌ي روز عيد قربان، خاطره‌ي بزرگي است؛ اساساً دهه‌ي اوّل ذي‌حجّه، دهه‌ي خاطره‌ها است. در ماه ذي‌حجّه، هر دهه‌اي يك خصوصيّتي دارد؛ دهه‌ي اوّل، هم دهه‌ي خاطره‌هاي پُرشكوه و مهم و آموزنده است و هم دهه‌ي تضرّع و توجّه و انابه‌ي الي‌اللّه است. خاطره‌ها از خاطرات مربوط به حضرت موسيٰ (عليه السّلام) شروع ميشود كه مسئله‌ي «وَ واعَدْنا مُوسي‌ ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَة»(۱) [است كه] چهل شب ميعاد حضرت موسيٰ با پروردگار عالم در كوه طور يا همان ميقاتي كه بود طول كشيده؛ كه در تفسير هست كه اين چهل شب از اوّلِ شبِ اوّل ذي‌قعده است تا شب عيد قربان. و اوّل، قرار سي شب است، بعد ده شب اضافه ميشود كه همين ده شب ذي‌حجّه است؛ كه اين [موضوع]، اهمّيّت اين شبها را نشان ميدهد.
 
 رنجهاي حضرت موسيٰ در اين خاطرات مشخّص است. خب زحمات فراوان حضرت موسيٰ (عليه السّلام) در مصر، درگيري با فرعون و مشكلات عجيب و غريبي كه بعد از برگشتن از مديَن تا بيرون آمدن از مصر براي اين بزرگوار پيش آمد ــ در رابطه‌ي با فرعون، در رابطه‌ي با بني‌اسرائيل، در رابطه‌ي با سَحَره و ديگران ــ و بعد از آن معجزه‌ي عظيمي كه اتّفاق افتاد، كه دريا شكافته شد و دشمنِ بني‌اسرائيل با همه‌ي نيروهايش جلوي چشم آنها غرق شد، خب اين ديگر بايد يك ايمان ثابت مستقرّي را در بني‌اسرائيل به وجود مي‌آورد؛ [ولي] اين جوري نشد. اوّل كه گفتند «اِجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَة»،(۲) كه دنبال شرك و بت‌پرستي و مانند اينها [بودند و] دلشان پَر زد براي بت‌پرستي ــ اين اوّل كار بود ــ بعد هم كه قضيّه‌ي گوساله [بود] كه اين ظاهراً مربوط به همين چهل روز است؛ كه اين بزرگوار وقتي كه از ميعاد برگشت، ديد كه اوضاع دگرگون شده و ملّت برگشتند.

 چه رنج بزرگي است براي يك پيغمبر، يك داعيِ الي‌اللّه، با اين همه زحمت عدّه‌اي را در راه خدا به راه بيندازد و ايمان به اينها تلقين بكند، بعد به يك چيز جزئي اينها از اين ايمان برگردند! كه در قرآن دارد «وَاَلقَي الاَلواحَ وَاَخَذَ بِرَأسِ اَخيهِ يَجُرُّهُ اِلَيه»،(۳) حضرت اين وضع را كه ديدند، بشدّت خشمگين، ناراحت، متأسّف شدند، كه در قرآن حدّاقل دو جا به اين [موضوع] اشاره شده است، كه «لا تَكونوا كَالَّذينَ آذَوا موسيٰ»؛(۴) آزار بني‌اسرائيل به حضرت موسيٰ در اينجا ذكر شده؛ يك جا هم در سوره‌ي صف است كه «قالَ موسيٰ لِقَومِهِ يا قَومِ لِمَ تُؤذونَني وَقَد تَعلَمونَ أَنّي رَسولُ اللَّهِ إِلَيكُم»؛(۵) اين نشان‌دهنده‌ي آن است كه اذيّت و آزار بني‌اسرائيل به حضرت موسيٰ خيلي بزرگ بوده؛ اين دَه شب خاطره‌ي اين واقعات(۶) مهمّ تاريخي است و به ما نشان ميدهد كه حركت در راه حق با وجود معجزاتي مثل معجزات موسيٰ چقدر مشكلات دارد و چطور بايد با اين مشكلات مواجه شد و صبر كرد، كه اين يك خاطره است. بعد مسئله‌ي روز عرفه است كه روز دعا و توسّل و توجّه و اوج توجّه به خدا است كه در روايت از امام صادق (عليه السّلام) نقل شده كه ايشان فرمودند پدرم، يعني حضرت باقر، در روز عرفه در عرفات در هواي داغِ آنجا روزه ميگرفتند ــ كه لابد روزه‌ي نذري بوده است ــ و دعا ميخواندند و تضرّع ميكردند و گريه ميكردند در آن هواي داغ كذايي. دعاي امام حسين (عليه السّلام) هم كه خب روشن است و دعاي صحيفه‌ي سجّاديّه هم كه دعاي فوق‌العاده‌اي است. اينها مربوط به روز عرفه است. اميدواريم ملّت عزيز ما ديروز را كه عرفه بود، حظّ وافر برده باشند و ان‌شاءاللّه همه‌ي دعاهايتان مستجاب باشد.

 بعد نوبت ميرسد به روز عيد قربان، اين قرباني شگفت‌انگيز و شگفتي‌ساز در تاريخ كه بي‌نظير است. حضرت ابراهيم مأمور ميشود كه نوجوان خودش را به دست خودش به قتل برساند ــ امر الهي است، آزمايش الهي است ــ آن هم فرزندي كه سالهاي متمادي از وجود او محروم بوده و در پيري اَلحَمدُ لِلَّهِ الَّذي وَهَبَ لي عَلَي الكِبَرِ إِسماعيلَ وَإِسحاق؛(۷) خداي متعال اين بچّه را به حضرت ابراهيم داده بود و خب پيدا است چقدر انسان به فرزندِ اواخر عمر و دوران پيري دلبسته است. به اين فرزند كه حالا «فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ»(۸) ــ يك جواني و يا نوجواني شده ــ گفت ميخواهم تو را به قتل برسانم، اين دستور خدا است. آن جوان هم گفت: يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُني‌ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرين.(۹) ببينيد اينها حوادث عجيب تاريخ دين، تاريخ دين‌داري، تاريخ ايمان، تاريخ اسلام است. ما در گذشته‌ي خودمان، در سابقه‌ي دين‌داري خودمان اينها را داريم، كه پدرِ پير حاضر است جوان خودش را به دست خودش به خاطر دستور خداوند قرباني كند و جوان هم با كمال ميل و طوع و رغبت ميگويد: اِفْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُني‌ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرين؛‌ خواهي ديد كه من تحمّل ميكنم. اين هم خاطره‌ي عيد قربان است كه خب اين دهه‌ي اوّل، دهه‌ي اين‌ جور خاطره‌هاي شكوهمند و پُرمعنا و راهنمايي‌كننده است.

دهه‌ي دوّم و سوّم ذي‌حجّه؛ يادآوري برتري جايگاه ولايت
 دهه‌ي دوّم ذي‌حجّه، دهه‌ي ولايت است و مسئله‌ي غدير كه در روايت هست كه «ما نوديَ اَحَدٌ بِشَيءٍ مِثلُ ما نوديَ بِوِلايه»؛ از همه‌ي احكام الهي، اين ولايت جايگاه برتري دارد، چون تأمين‌كننده و تضمين‌كننده‌ي همه‌ي احكام الهي است كه خب ماجراي غدير و آن داستان بسيار مهم [بيانگر آن است].

 دهه‌ي سوّم هم باز دهه‌اي است كه در آن هم حوادث مهمّي وجود دارد؛ از جمله و شايد مهم‌ترينش داستان مباهله است كه آنجا هم مسئله، مسئله‌ي توحيد است؛ يعني بحث پيغمبر با مسيحيان آن روز، نصاراي نجران كه به مباهله منتهي شد، بحث درباره‌ي حضرت عيسيٰ بود كه حضرت ميفرمودند حضرت عيسيٰ بنده‌ي خدا و پيغمبر خدا است، آنها چيزهاي ديگري ميگفتند؛ قرار شد مباهله كنند كه بعد در قضاياي مباهله كه معروف است و شنيده‌ايد آنها مجبور شدند عقب‌نشيني كنند.

 خب اميدواريم ان‌شاءاللّه كه اين روز بر شما مبارك باشد؛ اين دهه را با مباركي گذرانده باشيد و دو دهه‌‌ي بعد ذي‌حجّه را هم ان‌شاءاللّه آن چنان كه رضاي الهي است و آن چنان كه خوشبختي ملّت عزيز ما است بگذرانيم.

دليل محروميّت اينجانب از ديدارهاي مردمي
 خب يكي از دل‌خوشي‌هاي بنده، هميشه در طول اين سالهاي متمادي، ديدارهاي با مردم بوده؛ يكي از دلبستگي‌هاي اينجانب و حوادث پُرجاذبه براي من، ديدار با مردم بوده كه يك چيزي بشنوم، يك چيزي بگويم و با طبقات مختلف مردم ديدار كنيم؛ اين دشمن حقير و خطير يعني ويروس كرونا ــ كه هم خيلي حقير و صغير است، هم خيلي خطرناك و خطير است ــ مانع شده است؛ و اين را هم مثل خيلي از دلبستگي‌هاي ديگر، از ما گرفته. قرار بود ما به خاطر محروميّت از ديدار مردم، [به جاي] اين برنامه‌اي كه الان داريم، با خدمتگزاران وادي سلامت و كمك مؤمنانه و مانند اينها ديدار تصويري داشته باشيم؛ كه تعدادي از آنها طبعاً در يك‌ جايي بايد جمع ميشدند. بعد گفتند كه مصوّبه‌ي ستاد ملّي كرونا اين است كه بيش از ده نفر جمع نشوند؛ آن را هم ما تعطيل كرديم به خاطر اين [مصوّبه]، و تبديل شد به اين ديدار امروز كه به شكل دورادور با شما مردم عزيز صحبت ميكنيم.

ايثارگري مثال‌زدنيِ ملّت ايران در بلاياي طبيعي و دفاع مقدّس، و اين ابتلاء همگاني اخير
 چند موضوع را من مطرح ميكنم. موضوع اوّل، همين مسئله‌ي خدمت و كارهاي بزرگي است كه در واقع، مجاهدان سلامت و خدمت امروز دارند انجام ميدهند و بايد ان‌شاءاللّه ادامه پيدا كند. خب امروز همه‌ي دنيا با يك ابتلاء همگاني مواجهند؛ يعني مخصوص جاي خاصّي نيست؛ امروز همه‌ي دنيا، همه‌ي كره‌ي زمين تقريباً مبتلا به اين حادثه‌اند؛ بعضي كمتر، بعضي شديدتر؛ و شايد در بسياري از جاها هم افرادي از آحاد مردم هستند كه به گرفتارها و مبتلايان و مانند اينها كمكهايي ميكنند، كم و بيش يك جاهايي كمكهايي هست لكن هيچ جا گمان نميكنم مثل كشور ما، مثل ايران عزيز ما باشد كه تعداد كساني كه داوطلبانه به يك چنين كمكهايي اقبال ميكنند، اين همه زياد باشد؛ بنده سراغ ندارم و نشنيده‌ام و گزارشي ندارم از اينكه در جايي از كشوري از كشورهاي دنيا اين همه تحرّك مردمي و پشتيباني‌هاي مردمي وجود داشته باشد؛ كه اين از خصوصيّات ملّت ما در ايثارگري است؛ هم در بلاياي طبيعي مثل سيل و زلزله و امثال اينها، هم در بلاياي غير طبيعي مثل تحميل جنگ. در هشت سال دفاع مقدّس همين حركت عظيم ايثارگرانه‌ي مردمي بود كه اين حماسه‌ي بزرگ را به وجود آورد و جبهه‌ها را به آن شكل آراست كه تا آخر در تاريخ ما يك دوران برجسته‌اي است. امروز هم همين جور است؛ در همين قضيّه مشاهده شد. خب مجموعه‌هاي درماني صفوف مقدّم بودند؛ پزشكان و پرستاران و بقيّه‌ي عوامل درماني واقعاً فداكاري كردند كه ديگر زبان قاصر است از اينكه بخواهد اهمّيّت فداكاري اينها را بيان كند. پشت سر اينها هم داوطلباني بودند كه وارد شدند، در زمينه‌ي مسائل سلامت كمك كردند و كارهايي را كه غير متخصّصين ميتوانستند انجام بدهند، بعضي‌ از اينها فرا گرفتند و انجام دادند و كارهاي بزرگي در اين زمينه انجام گرفت، كه بايد الان با توجّه به اوج دوباره‌ي اين بيماري، همين خدمات و اين پشتيباني‌ها باز هم انجام بگيرد.

لزوم تداوم كمك مؤمنانه؛ در جهت جبران مشكلات و آسيب‌هاي جدّي مردم
 يك مسئله هم مسئله‌ي كمك مؤمنانه است. عدّه‌اي از مردم در اين حوادث بِجِد آسيب ديدند؛ البتّه براي اغلب مردم از لحاظ كسب و كار و درآمد و زندگي و مانند اينها مشكلاتي پيدا شد لكن همه دچار آسيب‌هاي جدّي نشدند؛ امّا يك عدّه‌اي واقعاً دچار آسيب‌هاي جدّي شدند و مشكلات فراواني برايشان پيش آمد. اين را بايد جبران كرد؛ چه كسي جبران كند؟ مردم. نميشود همه‌ي بار را بر دوش دولت گذاشت؛ البتّه مسئولين دولتي و شبه‌دولتي وظايفي دارند كه بايد انجام بدهند و انجام هم ميدهند. ما مطّلعيم كه دارند كار ميكنند لكن اينها كافي نيست و بايستي عموم مردم همچنان كه در آن جريان اوّلِ كمك مؤمنانه در آستانه‌ي ماه رمضان وارد شدند و به معناي واقعي كلمه كمك كردند، باز هم همين [كار] انجام بگيرد. اين «تسابق الي ‌الخيرات»(۱۰) است. ما در قرآن چند جا داريم كه «يُسارِعُونَ فِي الْخَيْرات»؛(۱۱) يا «يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ».(۱۲) يك جا [دارد] «أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ»؛(۱۳) چند جا [دارد] «فَاستَبِقُوا الخَيرات»،(۱۴) يعني مسابقه گذاشتن كه قرآن به معناي واقعي كلمه به ما ميگويد در كار خير و كمكهاي مؤمنانه مسابقه بگذاريد؛ يعني سعي كنيد شما جلوتر از ديگران حركت كنيد و [پيش] برويد. و اين كار به نظر من مهم است؛ حتّي اين اطعامهاي محرّم را هم كه در آن ايّام بعضي از هيئات، بعضي از مردم كه توانايي‌هايي دارند و نذري و اطعام و مانند اينها درست ميكنند، ميشود به اين شكل كمك مؤمنانه به خانواده‌ها و به شكل كاملاً پاكيزه و دور از مشكل سرايت [بيماري] و مانند اين حرفها انجام داد. انقلابيگريِ به معناي واقعي كلمه اينها است؛ يعني اينها جزو مسائل قطعي انقلابيگري است. انقلابيگري با زبان نيست، با عمل است؛ عمل جلوتر از زبان بايستي انسان را راه ببرد؛ و واقعاً كساني كه در اين زمينه‌ها فعّاليّت ميكنند، كار انقلابي انجام ميدهند و اين [كارها] انقلابيگري است. البتّه بعضي هم ممكن است كه آمادگي نداشته باشند؛ يعني اين جور نيست كه همه بتوانند كارهاي برجسته‌اي در اين زمينه انجام بدهند، لكن وقتي كه مي‌بينند يك كساني در آن صفوف مقدّم با پيشتازي و علاقه و شوق حركت ميكنند، اينها هم به شوق مي‌آيند و بالاخره در بين صفوف يك جايي براي خودشان پيدا ميكنند و آنها هم وارد اين ميدان ميشوند.

 پارسال ــ در اوّل سال ۹۸ ــ در سيل خوزستان، شهيد سليماني و شهيد ابومهدي مهندس، هر دو در كف ميدان حضور داشتند و دو طرف مرز را به هم وصل كردند. يعني شهيد ابومهدي موجب شد امكانات و وسايلي را كه در خوزستان لازم بود، از آن طرف مرز، از داخل عراق، از بصره و بقيّه‌ي جاها بياورند داخل كشور؛ كه كمك بسيار بزرگي بود. خود اين حضور اين دو عزيز، دو ستاره‌ي برجسته‌ي ميدان مجاهدت، موجب شد كه كسان زيادي، هم در اين طرف، هم در آن طرف به اينها نگاه كنند و وارد بشوند. البتّه در آن قضايا مردمِ ما امتحان خوبي دادند؛ هم در خوزستان، هم در بقيّه‌ي جاها از همه جا واقعاً شتافتند و كار كردند.

لزوم همكاري، تلاش، و تمركز نيروها در برابر دشمني‌ها
 دشمني، امروز با ملّت ايران زياد است. وقتي دشمني زياد شد، از اين طرف همكاري بايد زياد بشود، تلاش بايد زياد بشود. وقتي دشمني حمله ميكند، انسان بايستي نيروهاي خودش را متمركز كند و مجتمع كند و كار كند؛ امروز اين جوري است ــ حالا بعد شرح خواهم داد ــ دشمنها در صددند ملّت ايران را اذيّت كنند. همچنان كه بني‌اسرائيل حضرت موسيٰ را اذيّت ميكردند، اين دشمنانِ ما هم كه بعضي‌شان جزو بني‌اسرائيلند، ميخواهند ملّت ما را كه تابع پيغمبر و حضرت موسيٰ و حضرت عيسيٰ و بقيّه‌‌ي پيغمبران است اذيّت كنند. وقتي‌ ميخواهند اذيّت كنند، ما بايد همه‌ي نيروهايمان را جمع كنيم، متمركز كنيم، تلاش كنيم و كار كنيم؛ مثل دوران دفاع مقدّس.

 البتّه يكي از كارهاي مهمّي كه در اين دوران ميشود انجام داد كار علمي است؛ كه من اطّلاع دارم در بخشهاي مختلفي با جدّيّت مشغولند براي شناسايي اين ويروس، براي پيدا كردن وسيله‌ي پيشگيري از فعّاليّت اين ويروس، براي پيدا كردن درمان بيماري اين ويروس. كارهاي زياد علمي دارند انجام ميدهند و خود اين كارهاي علمي‌اي كه انجام ميگيرد، داراي بركت است؛ يعني كارهاي مهمّي را به طور طبيعي براي ما پيش مي‌‌آورد؛ همچنان كه در دوران دفاع مقدّس هم همين جور بود؛ مثلاً فرض كنيد شهيد باقري را كه يك جواني بود در مثلاً يك روزنامه‌اي، در يك مجموعه‌اي مشغول كار و تلاش معمولي بود؛ وقتي كه پاي او به جنگ، به دفاع مقدّس باز شد، تبديل شد به يك فرمانده و طرّاح برجسته‌ي نظامي؛ يعني آن استعداد در او بُروز كرد؛ اينجا هم همين جور است؛ ممكن است كساني كه در كارهاي تحقيقاتي هستند، وقتي وارد اين ميدان ميشوند، تبديل بشوند به يك برجستگان و محقّقين بزرگي كه كارهاي بزرگي را ان‌شاءاللّه انجام بدهند. خب اين راجع به مسئله‌ي خدمت.

اهداف آمريكا در مسئله‌ي تحريم‌ها:
 مسئله‌ي بعدي كه من مطرح ميكنم، مسئله‌ي تحريمها است. خب، تحريمي كه آمريكايي‌ها عليه ملّت ايران به كار گرفته‌اند، قطعاً يك جنايت است؛ يعني در اين ترديدي نيست، يك جنايت بزرگي است كه اينها عليه يك ملّت به كار ميگيرند؛ حالا ظاهرش اين است كه عليه نظام جمهوري اسلامي است امّا در واقع عليه همه‌ي ملّت ايران اين جنايت را دارند اينها انجام ميدهند. در اين باره من چند نكته را ميخواهم عرض بكنم؛ يك نكته اين است كه هدف اينها از اين كار چيست؛ يك هدف كوتاه‌مدّت دارند، يك هدف ميان‌مدّت دارند، يك هدف بلندمدّت دارند، و يك هدف جانبي.

۱) هدف كوتاه‌مدّت آمريكا؛ به ستوه آمدن ملّت ايران
 هدف كوتاه‌مدّت آنها اين است كه مردم را به ستوه بياورند؛ ملّت ايران به ستوه بيايند، خسته بشوند، آشفته بشوند و در مقابل دستگاه حكومت بِايستند؛ اين هدف اوّل آنها است. ميخواهند اين قدر فشار بياورند كه مردم را به ستوه بياورند تا موجب بشود مردم در مقابل نظام، در مقابل حكومت و دولت بِايستند. اين هدف كوتاه‌مدّت اينها است؛ لذا مي‌بينيد كه هم پارسال گفتند، هم پيرارسال گفتند، هم امسال گفتند: «تابستان داغ»؛ داغ يعني مردم بيايند در مقابل نظام ايستادگي كنند. حالا خودشان مبتلا به تابستان داغ شده‌اند.

۲) هدف ميان‌مدّت آمريكا؛ ايجاد مانع در برابر پيشرفت كشور
 هدف ميان‌مدّت آنها اين است كه با اين تحريم از پيشرفت كشور مانع بشوند؛ عمدتاً پيشرفت علمي. اينها را گفته‌اند، اينها حدسيّات من و تحليل من نيست، اينها حرفهايي است كه لابه‌لاي اظهارات خودشان ــ چه سياستمدارانشان، چه آنهايي كه در انديشكده‌ها دارند كار ميكنند، انديشكده‌هاي سياسي و امثال اينها ــ به زبان آورده‌اند، اينها را گفته‌اند. هدف اين است كه با اين تحريم، محدوديّتهايي ايجاد كنند كه كشور پيشرفت نكند و بخصوص در زمينه‌هاي علمي پيشرفت انجام نگيرد. حتّي گفته‌اند و تصريح كرده‌اند كه اين شهادتهايي هم كه انجام گرفت ــ شهداي هسته‌اي و مانند اينها ــ براي اين بود كه پيشرفت علمي كشور ايران عقب بيفتد. اين هم هدف ميان‌‌مدّت اينها است.

۳) هدف بلند‌مدّت آمريكا؛ ورشكستگي دولت و فروپاشي اقتصاد
 هدف بلند‌مدّت‌شان هم به ورشكستگي كشاندن كشور است، به ورشكستگي كشاندن دولت است؛ يعني متلاشي كردن اقتصاد كشور و فروپاشي اقتصاد كشور، كه طبعاً اگر اقتصاد يك كشوري بكلّي از هم فرو پاشيد و متلاشي شد، ادامه‌ي حيات براي او ممكن نيست، هدف نهايي‌شان اين است و ميخواهند اين كارها را هم بكنند.

۴) هدف جنبي آمريكا؛ قطع رابطه‌ي جمهوري اسلامي با نيروهاي مقاومت
 هدف جنبي‌اي هم دارند كه ميخواهند به اين وسيله رابطه‌ي جمهوري اسلامي را با دستگاه‌ها و نيروهاي مقاومت در منطقه قطع كنند؛ چون ميدانند جمهوري اسلامي هر چه بتواند به اينها كمك ميكند، حمايت ميكند؛ اينها ميخواهند اين رابطه را قطع كنند. اينها هدفهاي دشمن است كه اصلاً وارد شده براي اينكه اين كارها را انجام بدهد؛ البتّه بايد گفت «شتر در خواب بيند پنبه‌دانه»؛ دنبال اين است كه اين سه هدف را ــ كوتاه‌مدّت، ميان‌مدّت، بلند‌مدّت ــ در كنار هم انجام بدهد كه الحمدللّه ناكام شده.

ناكامي دشمن در اهداف تحريم
 البتّه تحريم مشكلاتي ايجاد كرده؛ در اين شكّي نيست. همه‌ي مشكلات هم مربوط به تحريم نيست؛ مقداري مربوط به ضعفهاي ما در مديريّت كشور است، مقداري هم در اين اواخر مربوط به كرونا است، مقداري هم مربوط به تحريم است؛ مشكلات هست؛ [مثل] وضع معيشت مردم كه حالا من بعد برميگردم به اين قضيّه. مشكلاتي وجود دارد امّا آنچه آنها ميخواستند نشده و نخواهد شد؛ آن چيزي كه آنها در ذهنشان بوده نشده، اين خواب آشفته‌ي اين دشمن خبيث تعبير نشده. اتّفاقاً همين تعبير نشدن اين خواب و تحقّق نيافتن مقاصد اينها را هم خودشان اعتراف ميكنند؛ الان در خبرهاي فراواني كه از جاهاي متعدّدي ــ از غرب، از آمريكا، از اروپا ــ ميرسد، و افرادي كه در همين انديشكده‌ها مشغول كارند، دارند اعتراف ميكنند و ميگويند فشار شديد تحريم و شدّت عملي كه آمريكا به خرج داد، به مقصود نرسيد و نتوانستند آن كاري كه در مورد ايران ميخواستند انجام بدهند انجام بدهند. اين نكته‌ي اوّل؛ بنابراين تحريم يك جنايتي بود با اين هدفها و دشمن به اين هدفها بحمدالله نرسيده و نخواهد رسيد.

جريان تحريف حقايق به موازات تحريم
نكته‌ي دوّم: به موازات تحريم ــ اين را درست توجّه كنيد ــ يك جريان تحريف هم هست؛ در كنارش يك جريان تحريف هست؛ تحريف حقايق، واژگون نشان دادن واقعيّات؛ چه واقعيّات كشور ما، چه واقعيّات مرتبط با كشور ما؛ اين هم يكي از كارهايي است كه آنها انجام ميدهند. هدف از اين تحريف دو چيز است، دو كار را ميخواهند انجام بدهند: يكي، ضربه به روحيه‌ي مردم است كه حالا من عرض ميكنم كه چه جوري ميخواهند به روحيه‌ي مردم ضربه بزنند؛ يكي [هم] آدرس غلط دادن براي رفع مشكل تحريم است. اين تحريف در اين زمينه‌ها است و با اين دو هدف دارد انجام ميگيرد. پول زيادي هم دارند خرج ميكنند براي اينكه اين حقايق را تحريف كنند. الان هم ملاحظه ميكنيد كه همين رؤسايشان، وزيرشان، رئيسشان، ديگران، خودشان را دارند خفه ميكنند از بس به اينجا و آنجا سفر كنند، عليه ايران حرف بزنند، مصاحبه كنند، در هر قضيّه‌اي اسم ايران را يك جوري بياورند؛ واقعاً دارند خودشان را خفه ميكنند، و اين جريان تحريف است كه وجود دارد.

تضعيف روحيه و نشاط و تحرّك و اميد مردم توسّط دشمن، از اوّل انقلاب
 امّا آن مسئله‌ي اوّل كه تضعيف روحيه‌ي مردم و ضعيف كردن نشاط و تحرّك و اميد مردم است، از اوّل انقلاب بوده. از اوّل انقلاب، خطّ ثابت دشمن همين بود كه خطاب به مردم ايران، به وسيله‌ي تلويزيون‌ها، راديوها ــ البتّه آن وقت محدودتر بود، حالا كه ديگر وسيع هم شده و انواع و اقسام راه‌هاي ارتباطي وجود دارد ــ به مردم ايران تفهيم كنند كه بيچاره شديد، ديگر مثلاً كارتان تمام است و هيچ كاري از عهده‌ي كسي براي شما برنمي‌آيد، اوضاعتان خراب است و غيره؛ از اوّل انقلاب ــ يعني از اوايل انقلاب، كه حالا يك مقداري اوّل انقلاب گيج بودند، [بعد] به خود آمدند و جريان تبليغي را عليه كشور پيش گرفتند ــ يكي از هدفها همين بوده كه به مردم ايران بگويند با قطع ارتباط با آمريكا، با گسستن پيوندي كه بين ايرانِ استعماريِ دوران پهلوي با آمريكا بود، پدر ملّت ايران درآمده. اين را از اوّل [دنبال ميكردند]؛ الان هم همين است؛ الان هم دارند همين را دنبال ميكنند، اوضاع را بد جلوه ميدهند، با صدها زبان، با صدها وسيله. اگر نقطه‌ي قوّتي در كشور باشد كه مطلقاً انكار ميكنند؛ يا به سكوت برگزار ميكنند يا انكار ميكنند. خب، كارهاي خوبي در كشور دارد انجام ميگيرد؛ مطلقاً [حتّي] يكي از اينها در تبليغات خارجي دشمنان ما منعكس نيست. نقطه‌ي ضعفي اگر وجود داشته باشد، آن را ده‌برابر ميكنند، گاهي صدبرابر ميكنند كه اين نقطه‌ي ضعف را بزرگ كنند؛ براي چيست؟ براي اين است كه روحيه‌ي مردم تضعيف بشود؛ اميد مردم، بخصوص اميد جوانها؛ چون وقتي اميدوار باشند، تحرّك جوانها، تحرّك فوق‌العاده است، جوانها پيشتازند، پيش‌رانند؛ اگر چنانچه اميد از آنها گرفته شد، متوقّف ميشوند، مثل ماشيني كه بنزينش تمام ميشود، اين جور [متوقّف] ميشوند.

 اينها هست، هدفشان اين است، ميخواهند جوانهاي ما را نااميد كنند، نشاط را از آنها بگيرند، تحرّك را از آنها بگيرند و جوري بشود كه جوانها تحرّك و پيشتازي و پيشگامي خودشان را نداشته باشند. اين هدف اينها است و البتّه در بعضي‌ها اثر هم ميكند. در داخل هم كساني همين حرفهاي آنها را تكرار ميكنند؛ يك خبري را فرض بفرماييد در نوشته يا اظهارات فلان كسي كه جزو مجموعه‌هاي سياسي است انسان مي‌شنود، دو روز بعد ميبيند كه يا در فضاي مجازي، يا در فلان روزنامه در كشور ما همان منعكس ميشود. از اين كارها متأسّفانه هست در داخل.

شرطِ شكست تحريم: شكست جريان تحريف در عرصه‌ي جنگ اراده‌ها
 در آن بخش دوّم، [يعني] آدرس غلط دادن، آدرس دادن‌شان اين جوري است كه ميگويند «اگر ميخواهيد تحريم برطرف بشود، در مقابل آمريكا كوتاه بياييد»؛ خلاصه‌ي حرف اين است كه بايد كوتاه بياييد در مقابل آمريكا، بايد ايستادگي نكنيد، كه حالا من بعداً درباره‌ي اين، با تفصيل بيشتري صحبت خواهم كرد. اين هم جريان تحريف. البتّه من به شما عرض بكنم كه بله، بعضي‌ها تحت تأثير قرار ميگيرند، و همان مطلبي را كه آنها ميگويند تكرار ميكنند؛ چه در مورد ضعفهاي كشور كه ده‌برابر ميشود، چه در مورد كم نشان دادن و كوچك نشان دادن نقطه‌قوّت‌ها و پيشرفتهاي كشور، چه در مورد آدرس غلط دادن. خب اين در بعضي‌ها اثر ميكند امّا در اكثر مردم، در غالب ملّت ايران اثر نميكند. [غالب مردم] شناخته‌اند آمريكا را، شناخته‌اند دشمن را، ميدانند كه اينها دروغ ميگويند، ميدانند كه اينها مغرضانه حرف ميزنند؛ پس جريان تحريف هم به نتايج مورد نظر آنها نرسيده. و من به شما بگويم كه اگر جريان تحريف شكست بخورد، جريان تحريم قطعاً شكست خواهد خورد؛ زيرا كه عرصه، عرصه‌ي جنگ اراده‌ها است؛ وقتي جريان تحريف شكست خورد و اراده‌ي ملّت ايران همچنان قوي و مستحكم باقي ماند، قطعاً بر اراده‌ي دشمن فائق مي‌آيد و پيروز خواهد شد. اين هم نكته‌ي دوّم.

خودكفايي و اتّكاء به نفْس ملّي، در نتيجه‌ي تحريم
 نكته‌ي سوّم؛ خب گفتيم شكّي نيست كه تحريم يك جنايتي است از طرف آمريكا، ضربه‌اي است كه آمريكا حواله كرده به ملّت ايران؛ لكن ايراني زيرك از اين حمله، از اين دشمني حُسن استفاده را كرده و سود برده؛ يعني كارهايي كرده كه به كوري چشم دشمن و بر خلاف نظر دشمن تحقّق پيدا كرده. مردم ما، جوانهاي ما، مسئولين ما، دانشمندان ما، فعّالان سياسي و اجتماعي ما اين تحريم را وسيله‌اي قرار دادند براي اينكه اتّكاء به نفْس ملّي را افزايش دهند. ميدانيد ديگر كه تحريمهاي ثانويه يعني آمريكا به همه‌ي شركتها، به همه‌ي كشورها، به همه‌ي افراد ميگويد كه شما حق نداريد مثلاً فلان جنسي را كه ايران لازم دارد به او بدهيد؛ خب طبعاً آن چيزي كه ما لازم داريم از خارج بياوريم، به دست ما نميرسد؛ اين موجب شد كه كساني در داخل، در موارد متعدّد ــ يك مورد و دو مورد نيست، صدها مورد است ــ وقتي كه ديدند دستشان به خارج نميرسد، به فكر بيفتند كه در داخل توليد كنند.

 فرض كنيد ما در نيروهاي مسلّح احتياج داشتيم به هواپيماي جت آموزشي، خب به ما نميفروختند؛ ما چه كار كرديم؟ آمديم هواپيماي جت پيشرفته‌ي آموزشي كوثر را در داخل درست كرديم. اگر به ما هواپيماي جت آموزشي ميفروختند، ما امروز توليد جت آموزشي كوثر را در داخل نداشتيم؛ يا بسياري از ماشين‌هاي ما، كارخانه‌هاي ما به قطعات گوناگون احتياج داشتند؛ اين قطعات را دشمن تحريم كرده بود، نميگذاشت قطعات را وارد كنيم. اوّل گفتند قطعاتي كه دوگانه است، يعني در دو جور كار نظامي و غير نظامي از آن استفاده ميشود [تحريم است]؛ بعد تعميم دادند، نگذاشتند. اين موجب شد كه در داخل، نهضت قطعه‌سازي به راه بيفتد. الان در كشور خوشبختانه نهضت قطعه‌سازي به راه افتاده و قطعه‌هاي گوناگون، قطعات بسيار حسّاس و ظريف براي دستگاه‌هاي مختلف را در كشور راه مي‌اندازند. اين [قطعات] را اگر چنانچه به ما ميدادند، در داخل كسي به فكر نمي‌افتاد. خب [اگر] كارخانه‌دار احتياج داشت، ميرفت از خارج وارد ميكرد و مي‌آورد؛ وقتي كه نميشود از خارج وارد كند، مي‌آيد سراغ دانشگاه، مي‌آيد سراغ پژوهشكده، پژوهشگاه، از آنها ميخواهد، آنها هم تلاش ميكنند و برايش درست ميكنند. بنابراين ما از همين تحريم هم توانستيم به توفيق الهي و به مدد الهي استفاده كنيم در خدمت شكوفايي علمي كشور؛ اين هم نكته‌ي سوّم.

كارهاي مهمّ اقتصادي و نظامي و علمي در كشور، دليل ناكاميِ دشمن در تحريم
 نكته‌ي چهارم؛ خب، گفتيم كه تحريم اثر نكرد؛ يعني به اهداف مورد نظر دشمن نرسيد؛ دليلش چيست؟ دليلش كارهاي مهمّي است كه در دوران تحريم در كشور انجام گرفت؛ فرض بفرماييد، چند هزار شركت دانش‌بنيان در كشور درست شد؛ اين كار مهمّي است؛ پيدا است كه حركت علمي كشور و حركت اقتصادي كشور با قدرت بيشتري در جريان است. ما قبل از اين تحريمهاي شديد، اين چند هزار شركت دانش‌بنيان را نداشتيم؛ يا فرض بفرماييد پالايشگاه ستاره‌ي خليج فارس كه به وسيله‌ي سپاه درست شد؛ كار بسيار عظيمي است، كار بزرگي است؛ اين در دوران تحريم انجام گرفت، و با وجود تحريم انجام گرفت، كه مردم دنيا تعجّب ميكنند؛ يا كارهاي بسيار بزرگي كه در بخشهاي نظامي شده؛ يا كارهاي بسيار بزرگي كه در پارس جنوبي شده ــ در پارس جنوبي كه منطقه‌ي مهمّ گازي ما است، كارهايي انجام گرفته در حال تحريم ــ يا طرحهاي عظيم اِحياي اراضي خوزستان و ايلام كه يكي از كارهاي مهم است؛ من نميدانم اينها چقدر تبليغ شده، چقدر به مردم گفته شده؛ كارهاي بزرگي انجام گرفت در اِحياي زمينهاي نيازمند زه‌كشي در ايلام و در خوزستان، عمدتاً در خوزستان و مقداري در ايلام؛ زمينهاي زيادي اِحيا شد و مورد استفاده قرار گرفت. اين كارها همه در دوران تحريم انجام گرفت.

جدايي اقتصاد كشور از صادرات نفت خام؛ از نتايج تحريم
 يا طرحهاي وزارت نيرو كه قبلاً هم من اشاره كردم كه طرحهاي مهمّي است ــ هم در زمينه‌ي آب، هم در زمينه‌ي برق ــ و همچنين طرحهاي وزارت راه و بعضي طرحهاي ديگر و بالاخره توليدات شگفت‌آور دفاعي ما كه اينها واقعاً عجيب است، اينها را خودشان هم اعتراف كردند كه ايران در دوره‌ي تحريم توانست يك چنين مصنوعات دفاعي را به وجود بياورد. و به نظر من يكي از چيزهايي كه در اين زمينه در اين فهرست ميگنجد و قرار ميگيرد، عبارت از تمرين جداسازي اقتصاد كشور از نفت است. اين خيلي كار سختي است، بنده هم سالها بود اين را مدام در دولتهاي مختلف تذكّر ميدادم، خيلي پيش نميرفت [امّا] الان به طور طبيعي اين جور شده است. نفت ما را خب كمتر ميخرند يا خيلي كم ميخرند؛ يعني همه‌ي مشتري‌هاي قبلي ما ‌به مقدار كافي نفت نميبرند. اين موجب شده كه ارتباط اقتصاد كشور با نفت كه بسيار ارتباط مضر و زيان‌باري بود، كم بشود و ان‌شاء‌اللّه اين يك تمريني است كه ما بتوانيم اين [كار] را بعداً ادامه بدهيم. البتّه منظورم از نفت، نفت خام است وَالّا با نفتي كه ارزش افزوده در داخل پيدا كند و محصولاتش صادر بشود، بنده هيچ مخالفتي ندارم. آنچه بنده روي آن تكيه ميكنم، صادرات نفت خام است. ان‌شاء‌اللّه حالا اميدواريم با پيگيري بيشتر دولت و مجلس اين [كار] انجام بگيرد و ظرفيّتهاي فراواني در كشور هست كه ميتواند جايگزين نفت بشود و مشكل بودجه‌ي ما را ان‌شاءاللّه حل كند.

ايستادگي در مقابل آمريكا، علاج تحريم
 نكته‌ي پنجم اين سؤال است كه آيا اين تحريم قابل علاج است يا نه؟ جواب [اوّل] اين است كه قطعاً قابل علاج است؛ جواب دوّم اين [است] كه قطعاً اين علاج، اين نيست كه ما در مقابل آمريكا عقب‌نشيني كنيم. بعضي‌ها اين ‌جوري بحث ميكنند و اين را ترويج ميكنند كه اگر ميخواهيد جلوي زياده‌خواهي و زورگويي آمريكا گرفته بشود، عقب‌نشيني كنيد؛ نه آقا، به طور طبيعي وقتي شما در مقابل آن كسي كه اهل تجاوز و زياده‌خواهي است عقب نشستيد، او جلو مي‌آيد؛ اين [يك] چيز روشن و قهري است. [اگر] شما عقب‌نشيني كنيد، خواسته‌هاي آمريكا را قبول كنيد، او خواسته‌هاي جديدي مطرح خواهد كرد. امروز حرف آمريكا با ما اين است كه شما صنعت هسته‌اي را بكلّي كنار بگذاريد؛ امكانات دفاعي‌تان را به يك‌دهم تقليل بدهيد، يعني همين موشكها و امكانات دفاعي‌اي را كه ما داريم و خود اين بازدارنده‌ي دشمن است كنار بگذاريد و خودتان را بي‌دفاع كنيد؛ اقتدار منطقه‌اي خودتان را رها بكنيد؛ ما يك عمق راهبردي در منطقه داريم كه خيلي از ملّتها و دولتها‌ي منطقه طرف‌دار ما هستند، علاقه‌مند به ما هستند و حاضرند در خدمت هدفهاي ما تلاش كنند، اين را ميگويد كنار بگذاريد؛ آمريكا اينها را از ما ميخواهد. از اينها صرف‌نظر كردن موجب نميشود كه او عقب‌نشيني كند. وقتي كه شما حاضر شديد امكان دفاعي‌تان را كم كنيد، حاضر شديد كه اقتدار منطقه‌اي‌تان را نابود كنيد، حاضر شديد صنعت هسته‌اي را كه حياتي است براي كشور ما، بكلّي كنار بگذاريد، او كه قانع نميشود، او يك چيز جديدي مطالبه خواهد كرد، يك درخواست جديد را مطالبه ميكند. و هيچ عقلي حكم نميكند كه ما براي اينكه متجاوز را وادار كنيم به توقّف، خواسته‌ي او را برآورده كنيم.

انرژي هسته‌اي؛ نياز قطعي فرداي كشور
 ببينيد، يك عدّه‌اي متأسّفانه تحت تأثير همين حرفهاي دشمن ميگويند «آقا [انرژي] هسته‌اي به چه درد ما ميخورد؟» همينهايي كه در روزنامه‌ها و مانند اينها گاهي يك چيزي مينويسند. من [قبلاً] گفتم كه [انرژي] هسته‌اي نياز قطعي فرداي كشور ما است.(۱۵) ما تا چند سال ديگر حدّاقل به بيست هزار يا سي هزار مگاوات برقِ ناشي از انرژي هسته‌اي نياز داريم؛ كه اين را از راه ديگر نميتوانيم به دست بياوريم يا مقرون‌به‌صرفه نيست. خب آن روزي كه ما احتياج پيدا كرديم، چه كار كنيم؟ برويم درِ خانه‌ي چه كسي؟ از آمريكا، از اروپا درخواست كنيم، گدايي كنيم كه آقا بياييد به ما برق هسته‌اي بدهيد يا بياييد براي ما غني‌سازي راه بيندازيد؟ ميكنند؟ ما امروز بايستي فكر فردا را بكنيم. اين نيازها، نيازهايي نيست كه در ظرف شش ماه و يك سال و دو سال تأمين بشود، اينها را بايد از قبل آماده كرد؛ ما اين را آماده كرده‌ايم، زمينه‌اش را فراهم كرده‌ايم. خب با اينكه حالا در برجام خسارت فراواني در اين زمينه به ما وارد شد، امّا خوشبختانه اصل اين كار محفوظ است و كارهاي بزرگ و خوبي هم در اين زمينه دارد انجام ميگيرد؛ دشمن اين را نميخواهد؛ در زمينه‌ي مسائل دفاعي و موشكي هم همين جور است.

علّت مخالفت جمهوري اسلامي در مذاكره با آمريكا
 اينكه آمريكايي‌ها ميگويند بياييد مذاكره كنيم، مذاكر‌ه‌شان سر اين چيزها است. خواهش ميكنم همه اين را توجّه كنند! البتّه من اين را بارها گفته‌ام، باز هم ناچارم بگويم، چون بعضي‌ها يا متوجّه نميشوند يا وانمود ميكنند متوجّه نشده‌اند؛ اينكه دشمن ميگويد بياييد مذاكره كنيم، يعني اينكه شما بياييد پشت ميز مذاكره بنشينيد و ما به شما بگوييم بايد شما موشك نسازيد، شما هم بايد قبول كنيد؛ اگر قبول كرديد كه خب پدرتان درآمده؛ يعني خودتان را بي‌دفاع كرده‌ايد؛ اگر قبول نكرديد، همين آش است و همين كاسه؛ باز هم دعوا، باز هم تحريم، باز هم تهديد؛ مذاكره يعني اين؛ دليل اينكه بنده ميگويم با آمريكا مذاكره نميكنيم، اين است كه اين مذاكره [نتيجه ندارد]؛ البتّه او سود ميبرد از مذاكره؛ اين بنده‌خدا، پيرمردي كه الان سرِ كار است در آمريكا، مثل اينكه از مذاكره‌ي با كره‌ي شمالي يك مقدار استفاده‌ي تبليغاتي كرد؛ اين ميخواهد استفاده كند، حالا براي انتخابات، براي غير انتخابات، دنبال استفاده‌ي شخصي خودش است امّا فراتر از اينها، نظام سياسي آمريكا ادّعاي مسائل حياتي را در مورد جمهوري اسلامي ايران دارد؛ يعني ميگويد شما امكانات دفاعي‌تان را كنار بگذاريد، شما اقتدار منطقه‌اي‌تان را كنار بگذاريد، شما قدرت ملّي‌تان را كنار بگذاريد. خب اينها كه نميشود؛ انساني كه باشَرف است و علاقه‌مند به حفظ مصالح كشور است كه زير بار اين حرفها نميرود؛ مذاكره يعني اين؛ اينكه بنده مخالفت ميكنم با مذاكره، معنايش اين است؛ وَالّا ما با همه ‌جاي دنيا غير از آمريكا و غير از رژيم جعلي صهيونيست مذاكره ميكنيم؛ با همه ارتباط داريم، مذاكره ميكنيم، مي‌نشينيم، پا ميشويم، مشكلي نداريم؛ مسئله‌ي آمريكا اين است.

لزوم تكيه بر توانايي‌هاي ملّي، پيگيري اقتصاد مقاومتي، با مديريّت جهادي
 اين هم يك مسئله كه پس بنابراين تحريم قطعاً قابل علاج است امّا علاجش عقب‌نشيني نيست. علاجش چيست؟ علاج تحريم فقط و فقط تكيه بر توانايي‌هاي ملّي است. بايد اين توانايي‌ها را هر چه داريم نگه داريم، دنبال كشف توانايي‌هاي جديد باشيم ــ كه قطعاً هم توانايي‌هاي ما زياد است ــ و به آنها تكيه كنيم و آنها را اِحيا كنيم، جوانهاي خودمان را وارد ميدان بكنيم و اركان اقتصاد مقاومتي را ــ يعني درون‌زايي و برون‌گرايي ــ [دنبال كنيم.] ما، هم امكاناتي در درون داريم، هم امكانات بين‌الملل داريم. ما، هم ميتوانيم در داخل توليد كنيم و امكانات فراوان گوناگونِ علمي، اقتصادي و غيره بجوشد از داخل، هم ميتوانيم در عرصه‌ي جهان، عرصه‌ي بين‌الملل [فعّاليّت كنيم.] ما دوستان خوبي داريم، با اين دوستان ميتوانيم كار كنيم. تلاش لازم دارد، مجاهدت لازم دارد. در اقتصاد مقاومتي، درون‌زايي هم هست، برون‌گرايي هم هست و ما در هر دو مورد امكانات فراواني داريم كه ميتوانيم آنها را انجام بدهيم. ظرفيّتهايمان واقعاً بي‌پايان است و هر چه پيش برويم ظرفيّتهاي جديدي پيش مي‌آيد كه البتّه بايد با مديريّت جهادي اينها به دست بيايد؛ با تدبير واقعي و با مديريّت جهادي اينها به دست مي‌آيد.

 ما دوستان مؤثّري در دنيا داريم. البتّه اين جور نيست كه ما به دولتهاي دوست خودمان تكيه بكنيم؛ نه، تكيه‌ي ما به خداي متعال و به خودمان است. ما اگر چنانچه دوستان قدرتمندي هم در دنيا نداشته باشيم، كار خودمان را ميكنيم و پيش ميرويم.

 در دوره‌ي دفاع مقدّس، هم جبهه‌ي شرق با ما مخالف بود، هم جبهه‌ي غرب با ما مخالف بود؛ هم شورويِ آن روز ضدّ ما و دشمن ما بود، هم آمريكا و اروپاي آن روز ضدّ ما بودند؛ ما بدون اينها توانستيم هشت سال مقاومت كنيم و دشمن را شكست بدهيم؛ توانستيم صدّام را به زانو دربياوريم و به خاك سياه بنشانيم؛ اين كار را توانستيم بكنيم؛ يعني تكيه‌ي ‌ما به خدا است، تكيه‌مان به خودمان است ولي خب از امكانات دوستانمان حدّاكثر استفاده را ان‌شاء‌اللّه ميكنيم.

دشمني‌‌هاي خارجي و خيانتهاي داخلي نسبت به خودكفايي
 و اين را هم بدانيد كه تكيه‌ي به امكانات داخلي، دشمن دارد؛ يك عدّه دشمنهاي خارجي‌اند، يك عدّه هم بدخواه‌هاي داخلي‌اند؛ آن [كسي] كه فرض بفرماييد براي منافع خودش ــ چون از واردات يك منفعتي، يك سود حقيري ميبرد ــ حاضر است جنسي را كه در داخل توليد ميشود، برود از خارج بياورد و رقابت درست كند و كارخانه‌[ي داخلي] را به خاك سياه بنشاند، دارد خيانت ميكند؛ اين را به شما عرض بكنم. متأسّفانه با اينكه بنده تأكيد كردم و سفارش كردم، باز مشاهده ميشود كه در مواردي يك جنسي را كه در داخل دارد توليد ميشود، نوع خوبش هم توليد ميشود، در عين حال ميروند از خارج آن را وارد ميكنند، آن كارخانه‌دار بيچاره‌اي كه سرمايه گذاشته و زحمت كشيده و توليد كرده، جنسش روي دستش ميماند؛ ما بايد حواسمان باشد كه اين مخالفتها و اين دشمني‌ها در داخل هست.

 از قديم هم دشمني با استقلال داخلي بوده؛ ببينيد در [بيش از] ۱۵۰ يا ۱۶۰ سال پيش از اين، اميركبير بود كه ميخواست اقتصاد كشور و توانايي‌هاي حياتي كشور را مستقل كند؛ سفارت انگليس با خباثتش، با رذالتش، با وسوسه‌هايي كه درست كردند، ناصرالدّين‌شاه را وادار كردند تا او را از صدراعظمي عزل كرد، بعد هم [او را] به قتل رساندند؛ كار انگليس‌ها بود. همين جور در قضاياي ملّي شدن صنعت نفت، كه تا ملّت ايران آمد روي پاي خودش بِايستد، آن حوادث بيست‌وهشتم مرداد و آن قضاياي آمريكا و انگليس را به وجود آوردند. بعد از انقلاب هم كه به طور واضح دارند با همه‌ي مسائل مخالفت ميكنند؛ بايد توجّه داشت كه اين هم دشمن جدّي و اساسي دارد.

وعده‌هاي پوچ اروپايي‌ها بعد از خروج آمريكا از برجام
 به وعده‌هاي اين و آن هم نبايد تكيه كرد؛ من اين را عرض كرده‌ام، اينجا هم باز هم عرض بكنم: ببينيد، اوايل سال ۹۷ ــ دو سال قبل از اين ــ كه آمريكا از برجام خارج شده بود، مرتّب ما گفتيم بايد اروپايي‌ها چنين كنند، چنان كنند؛ آنها گفتند باشد، مثلاً تا سه ماه ديگر صبر كنيد، تا چهار ماه ديگر صبر كنيد؛ بعد كه چهار ماه شد گفتند تا پنج ماه ديگر، شش ماه ديگر؛ همين‌ طور ما را عقب انداختند، يعني اقتصاد كشور را شرطي كردند، اقتصاد كشور را وابسته كردند؛ سرمايه‌گذار ما، تاجر ما، صادرات‌چيِ ما و عناصر فعّال اقتصاديِ ما در داخل معطّل ماندند ببينند بالاخره اروپا يك كاري ميكند يا نميكند؛ اين خيلي براي اقتصاد كشور مضر است. به وعده‌هاي اينها نبايستي اعتماد كرد، اينها تخلّف ميكنند. كشور را چشم‌انتظار اقدام اين و آن نبايد قرار داد؛ بايد ما خودمان كار خودمان را بكنيم.

 اروپايي‌ها هم هيچ كار نكردند؛ آخرين ابتكار آنها يك بازيچه‌ي چرندي به نام اينستكس(۱۶) بود كه البتّه آن هم تحقّق پيدا نكرده، آن هم تا الان نشده؛ خلاصه‌ي اينستكس اين است كه ايران پولهايي را كه از جاهاي ديگر طلب دارد، بدهد به حضرات اروپايي‌ها ــ مثلاً فرانسه، انگليس ــ كه آنها هر جنسي كه مصلحت ميدانند، بخرند براي ايران بفرستند؛ اين معناي اينستكس است؛ كه خود اين يك چيز مضرّ غلطي است و البتّه همين را هم انجام نداده‌اند و نكرده‌اند. علاج تحريم، فعّال كردن ظرفيّتهاي داخلي است؛ البتّه اين جِد و جهد ميخواهد، مجاهدت ميخواهد و بايستي تلاش كرد؛ اين هم يك نكته.

نكاتي در باب مسئله‌ي اقتصادي: ۱) ضرورت علاج گراني و مهار قيمتها
 يك جمله در باب مسئله‌ي اقتصادي كشور عرض ميكنم. خب، كشور از لحاظ معيشت عمومي دچار مشكل است؛ يعني واقعاً معيشت خانوارها دچار مشكل جدّي است و مردم مشكل دارند؛ گراني‌ها و مانند اينها هست، اينها بايست علاج بشود. البتّه كارهايي كه بايد انجام بگيرد، ما در جلسات خصوصي به مسئولين گفته‌ايم يا پيغام داده‌ايم؛ بنده با آقاي رئيس‌جمهور هم صحبت كرده‌ام و با بعضي از مسئولين ديگر هم دورادور صحبت كرده‌ايم و پيغام داده‌ايم كه كارهايي را انجام بدهند؛ حالا اين را باز هم ميگويم، تأكيد ميكنم بر اينكه دستگاه‌هاي مسئول به آن توجّه كنند كه در همين زمينه‌ي مربوط به مشكل اقتصادي، يك بخش مسائل فوري ما است، يك بخش هم مسائل بلندمدّت ما يا ميان‌مدّت ما است.

 مسائل فوري عمدتاً مسئله‌ي مهار قيمتها است؛ يعني تلاشهايي [براي آن] بايد كرد. متخصّصين مسائل اقتصادي معتقدند كه اين كار ممكن است؛ يعني كساني كه اهل مديريّتهاي اجرائي در زمينه‌ي اقتصادي هستند معتقدند كه ميشود قيمتها را مهار كرد. البتّه گاهي اوقات كه قيمتها بالا ميرود به خاطر كمبود كالا است؛ لكن در مواردي هيچ كمبودي وجود ندارد، جنس وجود دارد، زياد هم هست [امّا] در انبار آن را نگه ميدارند، عرضه نميكنند، كه خب با اينها بايستي برخورد كرد؛ يعني واقعاً اينها را حتماً بايستي دستگاه‌هاي ذي‌ربط كه عمدتاً دستگاه‌هاي دولتي هستند ــ قوّه‌ي مجريه، و قوّه‌ي قضائيّه هم اگر كمكي از او لازم است ــ وارد بشوند. اين يك مسئله است كه بازار يك ثباتي پيدا بكند. اين حالت كه هر روز اجناس يك قيمتي پيدا كند، براي كشور مضر است.

۲) لزوم حفظ ارزش پول ملّي
 بعد هم مسئله‌ي حفظ ارزش پول ملّي است؛ اينكه اين ارز همين طور افسار پاره كند و قيمتش روزبه‌روز بالا برود، چيز بسيار بدي است، اين جزو كارهاي كوتاه‌مدّت است كه بايستي [مسئولين] انجام بدهند. البتّه من اطّلاع دارم بانك مركزي تلاشهاي زيادي دارد ميكند و ان‌شاء‌اللّه موفّق هم خواهد شد و اين هم به بنده گزارش شده از جاهاي مطمئن كه اين [موضوع] بيش از آنچه دلايل اقتصادي داشته باشد، دلايل امنيّتي ـ سياسي دارد ــ نه اينكه دلايل اقتصادي نداشته باشد امّا [عمده] دلايل امنيّتي و سياسي است ــ كه خب اگر اين [طور] باشد بايد جدّاً مقابله بشود؛ كساني هستند كه به اين آتش‌افروزي دامن ميزنند.

۳) ضرورت هدايت نقدينگي به توليد
 يك مسئله‌ي ديگر هم كه جزو مسائل لازم است و آن را هم باز اهل فن و كارشناس‌هاي ذي‌ربط ميگويند كه ممكن است، مسئله‌ي هدايت نقدينگي به توليد است. من البتّه دو سال قبل از اين در نماز عيد فطر اين را گفتم كه نقدينگي براي اقتصاد كشور يك خطر بزرگي است،(۱۷) امّا همين خطر را ميشود تبديل كرد به سود؛ اگر بتوانيم با تدبيرِ درست اين نقدينگي را به سمت توليد هدايت بكنيم، نه فقط ديگر ضرر ندارد، بلكه سودمند هم خواهد بود. كارشناس‌ها به ما ميگويند كه اين كار ممكن است، ميتوان اين كار را كرد؛ برنامه‌ريزي لازم دارد، دنبال‌گيري لازم دارد كه ان‌شاءاللّه بايستي انجام بگيرد.

۴) لزوم شناسايي و رفع موانعِ جهش توليد
يك موضوع ديگر هم موانع جهش توليد است؛ ما امسال را سال جهش توليد معيّن كرديم و موانعي در اينجا و در سر راه وجود دارد. به من اين جور پيشنهاد شده كه من حالا مطرح ميكنم و آقايان رؤساي محترم سه قوّه اين را دنبال كنند، بررسي كنند. پيشنهاد شده كه يك كارگروه ويژه‌اي از طرف سران سه قوّه تعيين شود و اين كارگروه كه نماينده‌ي جلسه‌ي اقتصادي سران سه قوّه است، بروند اين موانع را شناسايي كنند و رفع كنند. اين را حضرات در جلسه‌شان مطرح كنند و به يك نتيجه‌اي برسند و جدّاً اين را دنبال كنند كه موانع جهش توليد چيست كه شايد يكي از موانع، همين مسئله‌ي واردات بي‌رويّه باشد كه بسيار مهم است.

۵) ضرورت اصلاح ساختار بودجه و نظام بانكي، ارتقاي سرمايه‌گذاري و اشتغال، بهبود فضاي كسب و كار
اينها كارهايي است كه در كوتاه‌مدّت بايست به طور فوري و با اولويّت انجام بگيرد؛ و همه‌ي دستگاه‌ها هم ــ دستگاه‌هاي دولتي، دستگاه‌هاي خصوصي و شبه‌خصوصي ــ بايستي همه با هم همكاري كنند كه اين كار انجام بگيرد؛ لكن اصلاحات اساسي، همان چيزي است كه ما دو سال قبل از اين به همين جلسه‌ي شوراي اقتصادي سران سه قوّه ابلاغ كرديم؛ كه يكي عبارت است از مسئله‌ي اصلاح ساختار بودجه كه خيلي مهم است، يكي مسئله‌ي اصلاح نظام بانكي است، يكي ارتقاي سرمايه‌گذاري و اشتغال است. البتّه از سالها پيش متأسّفانه مسئله‌ي سرمايه‌گذاري در كشور تضعيف شده و كار لازم در اين زمينه انجام نگرفته؛ از ده دوازده سال پيش، اين مشكل وجود داشته در كشور كه بايستي جبران بشود؛ اين كار جزو كارهاي بلندمدّت است. يكي هم بهبود فضاي كسب و كار است، كه البتّه اينها را ما درخواست كرده‌ايم، آقايان هم تلاش ميكنند؛ پيشرفت قابل توجّهي نداشته ولي خب ميدانيم چه ميخواهيم؛ مهم اين است؛ ميدانيم دنبال چه هستيم و برنامه اينها است، بايد اين كارها تحقّق پيدا كند؛ اين هم يك چند جمله راجع به بحث اقتصاد.

احتياج به صبر و ثبات قدم
 من راجع به آينده هم يك جمله‌اي عرض بكنم. به نظر من براي تأمين آينده احتياج داريم به صبر و ثبات؛ بايستي گاممان را محكم كنيم؛ رَبَّنَا اغفِر لَنا ذُنوبَنا وَ إِسرافَنا في أَمرِنا وَ ثَبِّت أَقدامَنا؛(۱۸) يكي از چيزهايي كه در دعا خواسته شده، همين است كه قدمهايمان ثابت باشد؛ صبر و ثبات قدم لازم است؛ كه البتّه مردم هم خوشبختانه مردم صبوري هستند؛ ما اين را تجربه كرده‌ايم، ميدانيم كه به خاطر ايمان مذهبي‌اي كه دارند، به خاطر اعتمادي كه به نظام و كشور و جمهوري اسلامي دارند، ثبات مردم انصافاً ثبات خوبي است؛ مسئولين هم بايد با كار جهادي، صبر و ثبات خودشان را نشان بدهند؛ يعني كار جهادي به نظر من بسيار لازم است؛ ترديد، نگراني، آيا ميشود، آيا نميشود، بكنيم، نكنيم، اينها خيلي مضر است؛ مسئولين به اينها بايد توجّه كنند.

مشكلات بزرگ و عجيب جامعه‌ي آمريكا
توجّه داشته باشيم مشكلات بزرگي كه امروز حول و حوش دشمن اصلي ما را گرفته ــ كه دشمن اصلي ما نظام آمريكا و رژيم آمريكا است ــ قابل مقايسه با مشكلات ما نيست، ده‌ها برابر بزرگ‌تر از مشكلات ما است؛ يعني آمريكايي‌ها الان محصور به مشكلات گوناگون [هستند]: از طرفي افزايش فاصله‌ي طبقاتي به شكل عجيب، از طرفي مشكل تبعيض نژادي كه خب بُروز كرده و دارد خودش را نشان ميدهد و همه را در مقابل اين نظام آمريكا به صف كرده؛ از طرفي مشكلات لاينحلّ اقتصادي. اينكه حالا گفته شد ۴۵ ميليون بيكار [دارند]، چيز خيلي مهمّي است، چيز خيلي عجيبي است در كشور.

 و مشكلات مديريّتي كه در باب كرونا خودش را نشان داد. اينها مشكلات آمريكا است؛ و رفتار پليس سنگدل هم نشان‌دهنده‌ي مشكل مديريّتي است. يعني مديريّتهاي اجتماعيِ آن كشور جوري است كه نميتوانند مانع بشوند از اينكه يك پليسي اين جور وحشيانه جلوي چشم مردم، داخل خيابان يك نفر را با شكنجه به قتل برساند؛ نميتوانند مانع اين كار بشوند. اين نشان‌دهنده‌ي مشكلات سخت مديريّتي است و همينها موجب شده آمريكا امروز در سطح دنيا منفور است، در سطح دنيا منزوي است، و آتش زير خاكستر هم شعله كشيده. ممكن است اين حركاتي را كه امروز در كف خيابانها در آمريكا در ايالتهاي مختلف هست سركوب كنند، موقّتاً آن را خاموش كنند لكن آتش زير خاكستر باقي است، از بين نميرود و شعله ميكشد. اينها نظام كنوني آمريكا را از بين خواهد برد. و علّتش هم اين است كه نظام، نظام غلطي است؛ فلسفه‌ي اقتصادي و سياسيِ نظام آمريكا فلسفه‌ي غلطي است منتها فلسفه‌هاي غلط، ظرف ده سال و بيست سال خودش را نشان نميدهد، در طول مدّت نشان ميدهد و دارد الان نشان ميدهد؛ و مديريّت آمريكا خلاصه الان دچار سرگيجه است. البتّه گفتم عليه ما مرتّباً اينجا و آنجا حرف ميزنند لكن اين ظاهر قضيّه است، اين براي آن است كه خودشان را از تك و تا نيندازند؛ وَالّا همه‌‌ي آنها گرفتار مشكلات داخلي‌اند، همه‌ي آنها نگران مسائل آينده‌ي خودشان [هستند].

ملّت آمريكا، بزرگ‌ترين دشمن رژيم آمريكا
 به نظر من آمريكايي‌ها دنبال پيدا كردن دشمنند؛ گاهي اسم ايران را مي‌آورند،گاهي اسم چين را مي‌آورند، گاهي اسم روسيه را مي‌آورند؛ ميخواهند دشمن درست كنند. به نظر من آمريكا، دشمني بزرگ‌تر از ملّت خودش ندارد؛ الان بزرگ‌ترين دشمن رژيم آمريكا، ملّت آمريكا هستند؛ دنبالِ دشمنِ ديگر نگردد؛ همين دشمن هم هست كه اين رژيم را به زانو درخواهد آورد. و مشكل آمريكا با ما هم اين است كه نه ميتواند ما را حذف كند، نه ميتواند ما را تسليم كند؛ او دنبال اين است كه يا ما را تسليم خواسته‌هاي خودش بكند، يا ما را حذف كند و از بين ببرد، و هيچ كدام را نميتواند، لذاست كه ناراحت است؛ بنابراين به نظر ما صبر و ثبات و ايستادگي و ان‌شاء‌اللّه كار جهادي وظيفه‌ي ما است.

 خب اين دولت [كنوني ما] هم در اواخر دوران مسئوليّت خودش است؛ در اين هفت سال كارهايي انجام داده‌اند و هر چه توانستند تلاش كرده‌اند؛ بعد هم ان‌شا‌ءاللّه دولت تازه‌نفَس ديگري مي‌آيد و اميدواريم كه ان‌شاء‌اللّه كارها را با يك جدّيّت بيشتري دنبال بكنند. بعضي از بخشهاي دولت در اين مدّت هم واقعاً خوب كار كردند؛ حالا نسبت به همه‌‌ي اين بخشها نميشود اين را گفت امّا در بعضي از بخشها واقعاً كارهاي خوبي انجام گرفته. بنابراين بحول‌اللّه و قوّته، ان‌شا‌ءاللّه ما كارها را ادامه ميدهيم، راه را پيش ميبريم و ملّت ايران پيروز خواهد شد.

لزوم رعايت معيارها و ضوابط ستاد ملّي كرونا در مجالس عزاداري ماه محرّم
يك جمله من راجع به محرّم بگويم؛ بحث [در مورد] محرّم زياد است و همين طور الان مدّتها است كه هر كسي يك چيزي راجع به محرّم ميگويد. خب عزاداري را بالاخره به يك شكلي [بر پا] ميكنند؛ آنچه بنده ميخواهم تأكيد كنم اين است كه در عزاداري‌ها معيار آن چيزي است كه كارشناسان بهداشت به ما ميگويند؛ [يعني] ستاد ملّي كرونا. خود بنده شخصاً هر چه آنها لازم بدانند مراعات خواهم كرد. توصيه‌ي من و تأكيد من به همه‌ي كساني كه ميخواهند عزاداري كنند ــ هيئات، آقايان حضرات منبري‌ها، صاحبان مجالس، مدّاحها، نوحه‌خوان‌ها و ديگران ــ اين است: هر كاري ميكنيد، [اوّل] ببينيد آنها چه ميگويند. يعني ستاد ملّي كرونا اگر چنانچه يك ضابطه‌اي را معيّن كرد براي عزاداري، همه‌ي ما موظّفيم آن را عمل كنيم. مسئله، مسئله‌ي كوچكي نيست، مسئله‌ي بسيار مهمّي است. الان يك مقداري مراقبت هست و كنترل هست؛ خداي نكرده اگر چنانچه همين مقدار هم شل گرفته بشود و از بين برود، آن وقت فاجعه‌اي به وجود خواهد آمد كه ديگر آن سرش ناپيدا است.

 اميدواريم خداي متعال كمك كند، حضرت بقيّة‌اللّه (ارواحنا فداه) دست ما را بگيرد، به كمك ما بيايد ــ همچنان كه هميشه [چنين] بوده ــ و ان‌شاء‌اللّه ارواح طيّبه‌ي شهدا و روح مطهّر امام راحل (رضوان‌ اللّه عليه) ما را دعا كنند و موفّقيّت ملّت ايران را از خدا بخواهند.

والسّلام عليكم و رحمة‌اللّه و بركاته

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي استان زنجان بمناسبت دور دوم انتخابات مجلس يازدهم
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي استان البرز بمناسبت دور دوم انتخابات مجلس يازدهم
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت گراميداشت ايام شهادت مظلومانه دكتر بهشتي و هفته قوه قضاييه
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت آغاز مجلس يازدهم